{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Afterglow

پارت ششم — دوست‌پسر
آن شب، ا/ت بالاخره به آپارتمان برگشت.
ساعت نزدیک یازده بود.
کفش‌هایش را درآورد.
گوشی را روی میز گذاشت.
پیام جدید داشت.
از مین‌گیو.
«رسیدی؟»
ا/ت جواب داد:
«آره.»
چند ثانیه بعد:
«غذا خوردی؟»
«نه.»
«باز؟»
ا/ت لبخند زد.
«امروز وقت نشد.»
پیام آمد:
«ا/ت.»
«هوم؟»
«غذا.»
ا/ت روی مبل نشست.
«باشه بابا.»
«بابا نیستم.»
«پس انقدر دستور نده.»
«من فقط گفتم غذا بخور.»
«همونم دستور بود.»
چند ثانیه بعد:
«پس خواهش می‌کنم.»
ا/ت خندید.
«بهتر شد.»
رابطه‌شان تقریباً دو ساله بود.
نه آن‌قدر بی‌نقص که شبیه داستان‌ها باشد.
نه آن‌قدر پرتنش که هر روز دعوا کنند.
دو آدم پرمشغله بودند که somehow یاد گرفته بودند بین برنامه‌هایشان جایی برای هم باز کنند.
حداقل تا آن زمان.

ادامه دارد....

حوصلم سر رفت
گفتم براتون یه پارت آپلود کنم قشنگا
ببینین چه ادمینی دارین قدرشو بدونین

فقط قشنگا قاطی نکنین
رمان جونگ کوکه
فقط درحال حاضر دوست‌پسر ا/ت مینگیو هستش

شرط
کامنت:۳۰
لایک: ۲۹
بازنشر: ۱۴
دیدگاه ها (۳)

اجی قشنگم،نمی‌دونم دقیقاً از کجا شروع کنم، چون هرچی می‌خوام ...

ملکه رو فالو کنید💞💋ایدی: @mozhde0565

Afterglow

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 9 | چیزی که اسم نداشتروزها یکی پس از دیگری می‌...

پارت. ۳۱

پارت. 29

طراحی برای انتقام part 9

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

پارت آخر

پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط