آرام باش عزیز من آرام باش

آرام باش عزیز من، آرام باش

آرام باش عزیز من، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می‌رویم، چشم‌هایمان را می‌بندیم، همه جا تاریکی است
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلالو آفتاب را می بینیم
زیر بوته‌ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری ، طالع می‌شود...
‌
صبح بخیر زندگی🌹
دیدگاه ها (۹)

آرام باش عزیز‌ من! آرام باش. دوباره سر از آب بیرون می‌آوریمو...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۳ آنیا و دامیان به...

پرنسس ناخواسته

آرام باش عزیز من آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتابب...

آرام باش عزیز من آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتابب...

آرام باش عزیز منآرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب ،...

آرام باش عزیز من،آرام باش حکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب...

آرام باش عزیز من ، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط