یک استکان عشق

یک استکان عشق

یک استکان عشق
با طعم غزل
دم کردم
بنشین و بنوش
عوض کن
هوای غم هایم را
‍ قطرات باران
در غم دوری ات
نوش می شوند
در جان خاطراتم
خزان شد دوران آشنایی ها
و من خسته از بار هجرانت
دیدگاه ها (۳۹)

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

چند پارتی

پارت: 12 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی روغنِ سوخته‌ی دستگاهِ...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

ابلیس

#باران ❣صبح آغاز دوباره زیستن است!تنفسی عمیقاز تازه ترین هوا...

شبیه زوزه گرگی،که ترس چوپانهاستبهار نه! که خزان پشت این زمست...

بهشت من نباید پشت این هفت آسمان باشددر آغوش تو خوشبختم، همین...

- خوش آمدی بنشین شعر تازه دم دارمهوای گریه زیاد است شانه کم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط