{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درون خانه ندارم رفیق! تاب خودم را

درون خانه ندارم رفیق! تاب خودم را
مگر شبی بکشم کنج یک خرابه خودم را

مرا به یاد حساب و کتاب عشق نینداز
خودم رسیده‌ام از قبل‌تر حساب خودم را

اگر جواب تو را داده‌ام ببین تو که بودی
که من نمی‌دهم این‌روزها جواب خودم را!

نترس، گرچه لبم غیر اضطراب ندارد
به گردنت نمی‌اندازم اضطراب خودم را

... عشق ... ، ... رنج ‌...
دوباره نصفه رها می‌کنم کتاب خودم را...

عباس تافته

#عباس_تافته
#انجمن_ادبی_آغاز
#شعرخوانی
#شعرخراسان
#شعرجوان
دیدگاه ها (۰)

گریه جدا و خنده جدا خاک می‌خورداحساس من به لطف شما خاک می‌خو...

بردار قاب عکس مرا از برابرتشاید که صاف شد دل از من مکدرتمن ه...

فرات...زینب میان خیمه ی خون ایستاده بود...شعرخوانی #سید_وحید...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم...#شعر#شعرخوانی#شعرفارسی#شب_ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط