🍁🍁🍁🍁#خان_زاده #پارت225#جلد_دوم حتی از من توضیح نمی خواست آخ...

#خان_زاده #پارت225* * * * *بی رمق روی زمین افتادم.انقدر بال...

#پارت225"عاطفه"فرشید در را باز کرد!کنار ایستاد و ب عاطفه ک ...

#پارت225این بار عاطفه سکوت را شکست:میگم فرشید...!فرشید:هوم؟؟...

#پارت225تک سرفه ایی کردم و صدامو صاف کردم شروع کردم به گفتن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط