صدای به هم خوردن چوب های چادر می آید. فکر کنم فردا روز کو
صدای به هم خوردن چوب های چادر می آید. فکر کنم فردا روز کوچ کردن است. فردا روز دور بودن از توست که انگار روز مردن است.
کوره آتش درونم پیوسته در حال سوختن است. اگر منزل تو خالی شود و تو کوچ کنی، من یار و یاور از کجا بیارم؟
بیا تا دوست باشیم دنیا ارزشی ندارد.
اگر منزل دوستم خالی شود (کوچ کند) من دلم را به چه خوش کنم و برای چه در اینجا بمانم؟
به سمت بلندی ها و سرزمین های دیگر می روم و بر بلندی کوهساران می روم و در آنجا ناله سر می دهم.
آتش گرفته ام آتشی که دود ندارد و زخم های کهنه و نو به هم وصل شده انددرد سخت
میخوام در جایگاه یارم با زاری ناله و گریه کنم و همدم باد و همراه خاکستر های جلو خانه ها باشم
فردا روز کوچ است، کوچ همراه دوست. هنگامی صدای حرکت کاروان با آهنگ خروس به راه می افتد.
و دست من افسار اسب دوستم را می کشد
کوره آتش درونم پیوسته در حال سوختن است. اگر منزل تو خالی شود و تو کوچ کنی، من یار و یاور از کجا بیارم؟
بیا تا دوست باشیم دنیا ارزشی ندارد.
اگر منزل دوستم خالی شود (کوچ کند) من دلم را به چه خوش کنم و برای چه در اینجا بمانم؟
به سمت بلندی ها و سرزمین های دیگر می روم و بر بلندی کوهساران می روم و در آنجا ناله سر می دهم.
آتش گرفته ام آتشی که دود ندارد و زخم های کهنه و نو به هم وصل شده انددرد سخت
میخوام در جایگاه یارم با زاری ناله و گریه کنم و همدم باد و همراه خاکستر های جلو خانه ها باشم
فردا روز کوچ است، کوچ همراه دوست. هنگامی صدای حرکت کاروان با آهنگ خروس به راه می افتد.
و دست من افسار اسب دوستم را می کشد
- ۱.۴k
- ۲۰ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط