هرجا سخن از

هرجا سخن از
جلوه‌ے آن ماه پرے بود
ڪارِ من سودازده، دیوانه‌ڪَرے بود
روزےڪه زعشق تو
‌ شدم بیخبرازخویش
دیدم ڪه خبرها همه از بیخبرے بود

#فرخی‌یزدے

࿐ྀུ༅࿇༅═‎‌‌‌‌‌‌┅─ ♥
دیدگاه ها (۸)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخربخش۲

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

عکس ملکه خوب ها.خواهش کپی ممنوع

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

قسمت ۷

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط