مروارید آبی

مروارید آبی
Part ⁷¹
ویو کوک
میدونستم داره فرار میکنه ولی خب چاره چی بود؟
داشت میرفت که مچ دستشو گرفتم و به سمت خودم کشیدم دستم و گذاشتم رو گردن شو و اون یکی دستمو دور کمر باریکش گذاشتم لب و روی لباش گذاشتم و اروم اروم داشتم می مکیدم همکاری نمیکرد مجبور شدم از لب پایینش گاز بگیرم که بعد چند ثانیه همکاری کرد...
ویو کوک
هردومون توی حس بودیم که بلهه خروس بی محل مزاحم شد
#اییییییییی
این کارا چیهههه حداقل جلوی اب همه ادم؟؟؟؟
عوققق
ویو لانا
بعد اینکه صدای جیمین و شنیدیم هردومون از همکاری دست کشیدیم و نگامون و دادیم به جیمین که یه ادم مریض از پشت یه سطل پر اب ریخت رو کوک
~ هاهاهاهاهاهاها (کرم)
_ مرتیکهههه
میوفته دنبال تهیونگ*
من و جیمین و یونا از خنده دل درد گرفتیم اخه این چه کاری بود؟. که بعد کلی فوش و.... بحث کوک بلخره تهیونگ و گرفت و براید استایل بغلش کرد
~غلط کردممممممم(داد)
_ تو باشی دیگه روی من اب نریزی
ویو کوک
دقیقا راست میگن از هرچی بدت میاد سرت میاد از هرکاری بدم نیاد از اب ریختن متنفرممم حتی بار اولم لانا اب ریخت روم (پارت 32) الانم که تهیونگ
تهیونگ و براید استایل بغلش کردم و به طرف اب بردمش همینجوری داشت میگفت غلط کردم و...
منم کم نذاشتم براش وقتی رسیدیم به اب، انداختمش تو دریا داشتم برمیگشتم که یهو زیر پام خالی شد و با کله جوری افتادم تو اب که همه جام خیس شد
~ ههههههههه (خنده)
_ تهیونگ (داد عصبی حرصی )


ببینید چه ادمین خوبی دارید😼
براتون پارت زیاد اپ کردم

شرط 40 لایک
30 کامنت

#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
دیدگاه ها (۲۸)

🖤 پارت ۴۶ | «آخرین نقشه»پدر لانا لبخند زد.— «بالاخره همه خان...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴²ویو میکا_____اشک تو چش...

رمان : رفتار سرد

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

پشت صحنه جادویئ پارت ۲اون تهیونگ بود داشت .. داشت با اون چشا...

پارت ۱ «ساعت ²²:⁴⁰ دقیقه»آروم گوشت تکه شده ای رو‌ از توی دیس...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط