پشت صحنه جادویئ
پشت صحنه جادویئ
پارت ۲
اون تهیونگ بود داشت .. داشت با اون چشای دوست داشتنیش نگام میکرد دست و پام رو گم کرده بودم یهو دردی توی قلبم احساس کردم و افتادم توی آغوش گرمش
پرش به توی بیمارستان ۲ روزبعد
ویو حلما
اروم اروم چشام باز شد
حلما: هاااا اینجا کجاست من من
یهو چشمم افتاد به تهیونگ که چقدر گوگولئ کنار تخت بود همونجآ همچی یادم اومد داشتم از خجالت آب میشدم آروم دستمو روئ موهاش گزاشتم و نوازشش کردم که چشماش باز شد....
شرط نرسید اما نوشتم ایندفعه ریسک نمیکنم شرط نمیزارم ولئ پارت بعدی دوشنبه شب
آنچه خواهید دید:
حلمآ: قبل از بیهوشی افتادم تو بغلت قلبت داشت تند میزد
........
جیمین: چی میگی عقلتو از دست دادی؟ میدونی تهیونگ بخاطرت از شغلش استعفا داد حلما!
ویو حلمآ
خدای من جواب مثبت بود من من مامان شدم
ویو آیدا:
از بچگی عاشق تهیونگ بودمو حالا اون دختره داره جای منو میگیره هه دلم براش میسوزه برائ اون خونواده قلابی
تهیونگ : حلما تا الان بهت میگفتم موهات نرمه اما لبات نرم ترین چیزیه که خوردم
پارت ۲
اون تهیونگ بود داشت .. داشت با اون چشای دوست داشتنیش نگام میکرد دست و پام رو گم کرده بودم یهو دردی توی قلبم احساس کردم و افتادم توی آغوش گرمش
پرش به توی بیمارستان ۲ روزبعد
ویو حلما
اروم اروم چشام باز شد
حلما: هاااا اینجا کجاست من من
یهو چشمم افتاد به تهیونگ که چقدر گوگولئ کنار تخت بود همونجآ همچی یادم اومد داشتم از خجالت آب میشدم آروم دستمو روئ موهاش گزاشتم و نوازشش کردم که چشماش باز شد....
شرط نرسید اما نوشتم ایندفعه ریسک نمیکنم شرط نمیزارم ولئ پارت بعدی دوشنبه شب
آنچه خواهید دید:
حلمآ: قبل از بیهوشی افتادم تو بغلت قلبت داشت تند میزد
........
جیمین: چی میگی عقلتو از دست دادی؟ میدونی تهیونگ بخاطرت از شغلش استعفا داد حلما!
ویو حلمآ
خدای من جواب مثبت بود من من مامان شدم
ویو آیدا:
از بچگی عاشق تهیونگ بودمو حالا اون دختره داره جای منو میگیره هه دلم براش میسوزه برائ اون خونواده قلابی
تهیونگ : حلما تا الان بهت میگفتم موهات نرمه اما لبات نرم ترین چیزیه که خوردم
- ۸۵
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط