سناریو

سناریو
به تانجیرو و نزوکو نزدیک نمیشی و بعد چند روز رنگوگو سان و تانجیرو به معوریت رفتن و بعد از ۱ روز زنیتسو و تانجیرو اینوسکه با گریه برگشت رفتم و گفتم چی شوده تانجیرو گفت رنگوگو سان مرد من شروع به گریه کردن کردم کانائو و شینوبو اومدن و گفتن چی شوده گفتم رنگوگو سان مرده
دیدگاه ها (۱۰)

اینو یکی از بچه ها رفته بود منم گفتم برم

شمشیر بر تاریکی پارت ۱۶

[شیطان کش]•{تانجیرو}{اینوسکه}{زنیتسو}{نزوکو}{شینوبو}•«این چن...

درود عسلیا😛🍯آقا این آفیشال کریم سودا ، اینجا هم بزارم پستا ب...

پارت ۲۱ خلاصه حسنا برگشت ایرانو برای عروسی دختر خاله اش اون ...

رمان عشق ممنوع

ببوگرافی/آپدیت یومه/Drmon slayer OC

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

𝒮𝘢𝘬𝘰𝘮𝘺 𝒦𝘰𝘳𝘶𝘴𝘢𝘸𝘢 ᘛ ساکومی کوروساوا ֺ ──────୨୧───...

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط