بابا پول ميخوام!

بابا پول ميخوام!
بابا لباس ميخوام!
بابا کتاب ميخوام!
بابا ماشين ميخوام!
بابا ميخوام برم مسافرت ،‌ پول بده!
بابا پول براي شهريه دانشگاه
بابا...!
بابا...!
بابا...!
.
.
.
ولي يک مرتبه هم نگفتم:
بابا! همين که پيشم هستي برام کافيه...
بابا! بودن در کنار تو براي من يک دنياست!
هميشه بهش نق زدم! از نداشته هام و از چيزايي که دلم ميخواست
ولي هيچوقت ازش نپرسيدم:
بابا! تو از من چي ميخواي؟؟؟
دیدگاه ها (۵)

رومان قطره قرمز (پارت 8)

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۲ *سانیار*سانیار : بابا‌؟ تو همچی...

راستش نمیدونم از کجا شروع کنم، فقط میدونم حرفای زیادی هست که...

به زیباییه مشکی

part¹²ویو جونگکوک::نمیدونستم اون یارو کی بود و ات رو واسه چی...

وقتی گرگینه بود📎پارت ۷(last part)۱ ماه بعد...تو این یک ماه ا...

معامله نهاییپارت ۷۰هیچوقت دغدغه ام این نبوده که چیزی رو چجور...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

برده عمارت جئون

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط