دیروز داشتم ورقه ها و کتاب های سال پیش رو جمع میکردم

دیروز داشتم ورقه ها و کتاب های سال پیش رو جمع میکردم

این ورقه رو پیدا کردم

امتحان فیزیک بود معلم ورقه هارو داد
بعدا همه شروع به نوشتن کردن من گفتم اینجا دوتا سوال هست که هنوز نخوندیم
گفت همینه که هست نمینویسی بیا بده ورقه رو
منم گفتم باش
ورقه رو دادم
منم فکر کردم صفر نمیده
جلسه بعد وقتی ورقه ها رو آورد از همه اول مال منو داد گفت بفرما اینم یه ورقه خالی با یه صفر قشنگ
هیچی دیگه تا اخر کلاس از پنجره به اتاق یه خونه خیره شدم.

اینم بگم امتحان انتقالی بود به خاطر همون ورق خالیه.
دیدگاه ها (۹)

پاره شدم یعنی الان رسیدم و ... آره دیگه شنبه نرفتم بخواتر هم...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.51(روایت از زبان ا.ت)کی...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

فقط یه دوست معمولی پارت 4داشتم کتابم رو باز می‌کردم که صدای ...

عشق خیانت انتقام

مهمونیه خطرناک پارت=10ویو ات:چند دقیقه بعد از اینکه کوک رفت ...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

فیک شوگا مافیای بیرحم دختر لجباز پارت یازدهم

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط