الاغی دعا کرد ؛

الاغی دعا کرد ؛
صاحبش بمیرد تا از زندگی خرآنه خود خلاصی یابد .
صاحب ، فکر الاغ را خواند و گفت : 
ای خر !!
با مرگ من ، شخص دیگری تو را میخرد و صاحب می شود ،
برای رهایی خویش ، تو دعا کن.. تا از خریت خود ، بیرون شوی !
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم ‌معنای مرحوم :مرحوم یعنی رحمت شده، نه...

پارت پنجم: حقیقتی که پنهان مانده بودجونگ‌کوک هنوز برگه را در...

(debt (part 2

تک پارتی وقتی میبینه اکست بهت پیام داده تهیونگ بزرگ ترین رئس...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

راز خون پارت ششم

پارت سیزدهمباران هنوز می‌بارید.آرون وسط سالن ایستاده بود، ان...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 15مینهو پشت میز نشسته بود و به مدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط