از زبان نویسنده

از زبان نویسنده
تا اینکه یه روز بخاطره کارای مخفیانه جین شرکت جونگ کوک تو‌ دردسر افتاد
جونگ کوک مدارک سِری شرکت رو به ا/ت داد چون خیلی بهش اعتماد داشت اما جین اون مدارک دزدید بدون اینکه کسی با خبر بشه
از زبان ا/ت
پس این مدارک کجاست چرا نمیتونم پیداشون کنم حالا به جونگ کوک چی بگم
گوشیم زنگ خورد جونگ کوک بود جواب دادم
گفت : سلام عشقم
گفتم : سلام..جونگ کوک ، اظطراب از صدام معلوم بود
گفت: چیزی شده ؟ گفتم : نه نه چیزی نشده
گفت : امشب میام دنبالت واسه شام بریم بیرون
گفتم : باشه منتظرتم
قطع کردم حالا چی بهش بگم اون مدارک خیلی مهم بودن اگر دسته کسی بیوفتن شرکت ورشکست میشه یا بهتره بگم نابود میشه
شب بود آماده شدم منتظر بودم که صدای بوق ماشین اومد رفتم پایین مامانم گفت : کجا
دیدگاه ها (۲)

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

تکپارتی جونگ کوک

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟛: یک قدم نزدیک‌ترصبح روز بعد، ا/ت وارد محو...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط