{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرار از دام کیم #پارت-اول

فرار از دام کیم #پارت-اول

ویو ات :
با صدای الارم گوشیم بلند شدم ساعت 6:00 صبح بود بلند شدم و روی تختم رو مرتب کردم و رفتم دستشویی صورتم شستم و کارای لازم رو انجام دادم و رفتم اشبزخونه تا صبحانه بخورم که گوشیم زنگ خورد نوشته بود اقای کیم جواب دادم و گفتم :
ات : سلام اقای کیم صبح بخیر
کیم : سلام ات پیاممو خوندی
ات : کدوم پیام... اها دیدم
کیم : بنظرت نباید الان شرکت باشیی
ات : ببخشید الان سریع میام
کیم : منطزرم
بعدم تماس رو قط کردم سریع رفتم اتاقم و سریع حاظر شدم یک کت و شلوار مشکی جذب پوشیدم و یه میکاپ ساده کردم و موهامو باز گذاشتم سریع از خونه زدم بیرون و سوار تاکسی شدم 20 مین بعد رسیدم شرکت و پول تاکسی رو دادم و وارد شرکت شدم و رفتم تو دفترم و شروع کردم به طراحی لباس ها

ویو کیم :
صبح ساعت 5:30 بیدار شدم مثل همیشه کارامو انجام دادم و صبحانه خوردم و رفتم حاضر شم یک کت و شلوار مشکی بوشیدم موهامو مدل بادیگاردی حالت دادم و سوار ماشین شدم رفتم شرکت 15 مین بعد دیدم ات نیست بهش زنگ زدم ................... قط کردم که دیدم ساعت 6:30 رسید شرکت رفت دفترش و شروع به کار کرد


شرط =5 تا لایک
نگا چقدر زیاد نوشتم اون لایک و بزن دیگه جیگر 🥹
دیدگاه ها (۴)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی. پارت³ویو ات:صبح...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

فیک تهیونگ

چند پارتی کوک╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1«ویو ا.ت»صبح با صدای زنگ گوشیم از خوا...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

الماس زیبای من ...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط