هیونجین

بلاخره پیدات میکنم فرشته کوچولو!
P:2


ویو ا.ت
هر روز مجبورم تو کوچه پس کوچه های سئول بخابم..اگه اون مرتیکه چی از جونم میخاد که همه جا افتاده دنبالم دیگه حتی نمیتونم برم کارگاه آدمای اون عوضی همه جاهایی که قبلاً میرفتم رو زیر نظر دارن..


ویو نویسنده
اون شب ا.ت باز هم تو یه کوچه تنگ و تاریک خوابید البته قبل از خواب خیلی با خودش فک کرد..نمیتونست تا آخر عمرش تو کوچه و خیابون بخابه..


فردا صبح / اداره پلیس
سوهو سخت مشغول کار کردن رو پرونده جدیدش بود..همون پرونده هوانگ هیونجین..
سونگهون: سوهو شی
سوهو: بله؟
سونگهون: قهوه میخوری؟
سوهو: اگه میشه یدونه لطفا‌ بهم بده شدیدا بهش نیاز دارم
سونگهون: مجبور نیستی انقد به خودت سخت بگیری
سوهو:چرا باید زود خیلی روش کار کنم
سونگهون: باشه هرجور مایلی دخالت نمیکنم

بعد از یه گفت‌وگوی کوتاه سونگهون ،سوهو رو تنها گذاشت..
یکم که گذشت بهش خبر دادن ینفر جدید رو دستگیر کردن..ظاهراً دزدی چیزی بوده که داشته میرفته نزدیک جایی که آدمای هوانگ هیونجین مستقر بودن..
الان سوهو مجبور بود تا برای بازجویی از اون شخص کاراشو ول کنه..
.
.
هنوزم با ابهت قدم برمیداشت..سنگینی قدم هاش از سنگینی پتک هم بیشتر بود..
به جلوی در اتاق بازجویی که رسید آروم ایستاد یه نفس عمیق کشید و بدون اینکه به دور و برش نگاه کنه درو باز کرد و رفت تو..
هنوز سرش پایین بود..صندلی رو کشید عقب و نشست روش..برگه هایی که رو میز بود رو مرتب کرد و بعد از اینکه مطمئن شد همه چی طبق رواله سرش رو آورد بالا..
.
.
.
توی اتاقش نشسته بود که در اتاق به صدا دراومد..
هیونجین: بیا تو
کای: قربان..
هیونجین: پیداش کردید می‌دونم..
کای: بله پیداش کردیم
هیونجین: برو دنبال چیزی بگرد تا بتونیم اون دزد کوچولو رو باهاش از زندان دربیاریم
کای: چشم

و بعد از ادای احترام اتاق رو ترک کرد و هیونجین الان دوباره تنها مونده بود..

هیونجین: چطور جرات کردی دزد کثیف
- الان میفهمی نتیجه رد کردن پیشنهاد هوانگ هیونجین چیه
-حیف که بهت نیاز دارم وگرنه میذاشتم تو همون زندان بمونی
.
.
.
سوهو: کمیسر چو
چو: بله سوهو چیزی فهمیدی؟
سوهو: ظاهراً یه دزد معمولیه..بار ها ازش سوال پرسیدم اما هربار جواب داد که برای رفتن به جایی فقط داشته از اون جا رد میشده
چو: خیلی خب..همینجوری که نمی‌تونیم آزادش کنیم چون همچینم پروندش بی‌سابقه نیست پس ببین اگر کسی رو داره ، بهشون زنگ بزنید که اگر سند داشتن بیارن اینجا تا اون آزاد بشه..
آها در ضمن اگر کسی اومد تا آزادش کنه موقع رفتن ازش تعهد بگیرید
سوهو: چشم قربان
.
.
سوهو: لطفا‌ این برگه هارو امضا کنید
..: چشم
سوهو: خیلی خب خانم کیم شما باید تعهد بدید لطفا این برگه رو با دقت بخونید و امضا کنید
کیم: چشم

خانم کیم بعد از چند دقیقه برگه تو دستاش رو امضا کرد و اونو تحویل افسر جلوش داد

سوهو: خیلی خب میتونید برید
کیم: مچکرم
سوهو: امیدوارم دیگه اینجا نبینمتون خانم محترم😊
کیم: همچنین افسر لی
.
.
.
ا.ت: ای عوضی ولم کننن
هیونجین: هی دزد کوچولو تو وقتی درخواست منو رد کردی باید به اینجاهاشم فکر میکردی
ا.ت: توی عوضی از من چی میخایییی
هیونجین: چیز خاصی ازت نمیخام فقط یه همکاریه سادست
ا.ت: همکاری؟ اونم با تو؟ عمرا
هیونجین: اووو فک میکردم اگه مسئله درمورد میلیارد ها دلار پول باشه مخالفت نکنی
ا.ت: تو عوضی ترین آدمی هستی که تاحالا دیدم
هیونجین: گوش کن دختر جون تو چاره دیگه جز همکاری کردن با من رو نداری
ا.ت: چرا دارم
هیونجین: اوهوم داری البته فقط یدونست
ا.ت: چی؟؟
هیونجین: به محض اینکه پاتو از اینجا بزاری بیرون دوباره میفتی زندان
دیدگاه ها (۰)

ادامه سناریو

سناریو سو پارت اخر

سناریو سو پارت اخر

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

سناریو سائه پارت اخر

سناریو مایکی پارت ۴

تکپارتی جونگ کوک

My Boy❄

سناریو ایدل رویایی پارت ۵

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط