#نَموندے

#نَموندے
#نَدارمِت
#عِیبی_نَدارهـ
#چَندسال بَعد
#یِکیو_دارمـ
#هَم اِسمِ تــــو
#عاشِقِشَم با هَمه وُجودَمـ
#اونَـمـ عاشِقَمه
#وَقتے اِسمِشو صِدا میزَنَم دِلَم میلَرزهـ
#اَما..
#اونـ مثـهـ تو صِدامـ نِمیکُنهـ خـانـومَمـ
#بِهِم میگـه مـامــانـ ...
دیدگاه ها (۵)

یه زمانی قلبمو گذاشتم کف دست یکیکه فکر میکردم جای امنیه...دو...

ادامه پارت ۶ وقتی بحث شیرموزها بالا گرفت و همه با هم یکی شدن...

فردا سه تا امتحان دارمامتحان زیستامتحان دینی دو درسامتحان شی...

★دوست بچگی...p⁵یکسال از ندیدن نامجون می‌گذشت...اولش خیلی سخت...

گفت:خب تو میدونی که من چقدر سه تا دخترعمو دوست دارم و جونم ه...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

خب کارلوی عزیزم امروز میشه سه ماه که دوستیم میدونی این سه ما...

ازدواج اجباری بین ما دوتابچه ها توجه کنین من اِما رو اینجوری...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط