{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم عشق یک مافیا

اسم عشق یک مافیا
پارت ۶۸
جونگ کوک: منم اگه اذیت بشی دیوونه میشم.... دوست دارم
رونا: منم.....
رونا جونگ کوک تا غروب فقط باهم صحبت می کردن انگار با
صحبت کردن با هم سیر نمی شدن اینقدر غرق صحبت بودن که
زمان از دستشون در رفت بعد از چند مین رونا بلند شد و گفت که دیگه
می ره کوک گفت خودش می رسونش و بعد از چند مین راه افتادن
و بعد ۳۰ مین رسیدن و
رونا: ممنون خدانگهدار.... عزیزم ( گونه های کوک بوسید )
جونگ کوک: بای پرنسس ( متقابل گونه هاش بوسید)
رونا وارد خونه شد و رفت روی مبل نشست که
هان : فردا شریک های بابا میان جایی نرو
رونا: هوم .....چند نفر هستن
هان: ۱۰ تا فکر کنم
رونا: اوههه
سوجون: اون پسره نچسب هم میاد
رونا : با الکسی....اون که خوبه
هان : کجاش خوبه...‌حق با سوجون
رونا: چرا شما دوتا دوسش ندارید
سوجون: چون خیلی.... عوضی....دوسش نداریم چون
همه اش سعی داره مخت بزنه
هان : موافقم....پسره نچسب ....رونا چقدر خوشگل شدی گگگگگ( ادای پسر در میاره 😂)
سوجون: 😂 دقیقا عین خودش گفتی 😂
رونا: زشته مسخره نکنید
سوجون و هان : هیچم زشت نیست
رونا: وای ولش....شب بخیر داداشا
سوجون و هان: شب و بخیر
(ویو فردا )
دیدگاه ها (۸)

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیآن شب، ا.ت سعی کرد مثل همیشه ...

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

معامله p34تهیونگ پیام را خواند و اخمش عمیق‌تر شد.کوک: «نمی‌خ...

ᴘᴀʀᴛ ۳۵ | یه روز خاصچند روز بعد...جونگ‌کوک وقتی از شرکت برگش...

پارت شصتم | خواستگارییک ماه گذشت...صبح روز خواستگاری، خونه‌ی...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط