{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در فراسوی مرز های تن ات

در فراسوی مرز های تن ات
تو را دوست دارم

در آن دور دست بعید
که رسالت اندام ها پایان می پذیرد
و شعله و شور تپش ها و خواهش ها
به تمامی فرو می نشیند

در فراسوهای عشق
تو را دوست دارم
در فراسوی پرده و رنگ

در فراسوی پیکرهایمان
به من وعده ی دیداری بده...
دیدگاه ها (۱)

🫀🫂... شاملو نیستمتا آن چنان ڪه او مے توانستدوست داشتنم را ڪه...

پارت سه قرمزی 😺😺اون آدم....هانما بود هانما با پوزخند: قرمزی ...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

پارت چهارم ویو ات توی ماشین ! الا و لارا سوار ماشین ات شدن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط