{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاد فادر

گاد فادر
پارت6
تهیونگ ویو
امروز روز اول کارش بود
بعد صبحانه لباسش که کت شلوار بود و کامل به رنگ مشکی بود رو پوشید و به بیرون رفت
از اونجایی که خودش نقش بادیگارد رو داشت نباید بادیگاردی یا حتی رانندع ای با خودش میبرد
پس به سمت پارکینگ رفت و نگاهی به ماشین های گرون قیمت که از تمیزی برق میزد انداخت
به سمت ساده ترین ماشینش که هنوزم خیلی گرون قیمت و شیک بود رفت
سوار شد و به عمارت پارک رفت
بعد از گذشتن از بادیگاردها و نگهبان ها ماشین رو داخل حیاط پارک کرد
به داخل رفت هیچ کس داخل نبود که یهو صدایی از پشت سرش اومد

لینا ویو

بعد بیرون اومدن از حموم حوله تن پوشش که کامل به رنگ سفید بود رو پوشید
و از اونجایی که میدونست هیچکس خونه نیست با همون حوله به طبقه پایین رفت
که یک نفر رو دید پشتش بهش بود
(اره همون شخص که فکر میکنیده)
رفت و از پشت بغلش کرد
درسته اجوما بود که از سفر برگشته بود

پارت بعد شاید بزارم اگه لایک کنید
لایک+فالو+کامنت=تشکر فراوان من از شما و انرژی زیااااددد
انرژی زیااااددد=پارت جدید فیک
پس حمایت کنیددددد
(اسپویل:لینا قراره خودش یه باند مافیا داشته باشه)
اوکی اسپویلم کردم دیگه چی میخواهیدددد
خوب من چند وقت سرم شلوغ بودع نزاشتم خودتون ببخشید دیگه فعلا بای💙☄️✨
دیدگاه ها (۱)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁵ویو: جونگ‌کوکبا چند تا ماشین از ...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

عمارت مافیا 🍷✨️قسمت ⁴ساعت ¹² نصف شب ...دیدگاه نیلسو : ساعت ¹...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

پارت ۴۱ تهیونگ چند دقیقه بود از دور به لینا نگاه می‌کرد.هر ب...

دوست دختر کوچولوی من

### پارت ۵: طوفان در اتاق کارسرمای اتاق کار جونگ‌کوک، با ورو...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

لحظه ی دیدار با تو بعد از اینکه تهیونگ با اون حرکت رو از روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط