{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزی یه بنده خدای تو همین ویسگون سر حرف شد برگشت گفت م

یه روزی یه بنده خدای تو همین ویسگون سر حرف شد برگشت گفت من یه عشقی دارم به دنیا نمیدمش گفتم باهاشم سکس داشتی گفت نه میخوام بسونمش بعد گفت من با دوست دخترام سکس میکنم اون روز نشد جوابشو بدم الان باید بهت بگم داداش همیطور که تو با دوست دخترات رابطه داری پا رو احساس اونا میزاری به هرزگی میکشی مطمعا باش شک نکن اونی که اسمش گزاشتی عشق اونم یه جای دوست دختر یکی دیگه هست و به یکی دیگه میده همیشه از قدیم گفتن از هر دستی بدی از همون دست پس میگیری
دیدگاه ها (۲۱)

𝖕𝖆𝖗𝖙۲۸مهمونی در یک کلوب کوچک بود. طبقه بالایی. موزیک بلند. چ...

dark life = 27

#کپشن

Part 5

پارت ۱۲ او ....اون خواهرم بوود ولی ...اون اینجا چیکار میکرد ...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "35""ویو جئون آنجلینا"" • ...

part 59تهیونگ و آلینا نشستن پشت میز و آلینا داره روی یه بوم ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۸ *رضا*خواستم آرش(مو فرفری حنایی)ر...

part ۷

محموله چی بود؟ احتمالا مواد بود. ولی چرا این باند باید یه مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط