عشقی از نوع اجبار. پارت ۶
Part:6 عشقی از نوع اجبار
ات ویو:
رفتیم پایین مثل اینکه صحبتمون تموم شده بود
پ.ت : صحبت کردین؟
+و_ بله
پ.ک: به تفاهم رسیدین
+_ بله
پ.ک: خب پس به امر خدا و سنت پیامبر دخترتون رو واسه پسرم خواستگاری میکنم
پت :قبوله شریک بیا اینجا ببینم فامیل شدیم دیگه
پ.ک: آره فامیل😂
پت: پس امشب اینجا بخوابیم بچه ها هم با هم بخوابن
پ.ک:من که مشکلی ندارم ولی مزاحم نمیشیم؟
م.ت: نه چه زحمتی بچه ها دیر وقته ساعت ۱۱ هست شما بخوابین ماهم کمک میخوابیم
ات و کوک همزمان: پیش هم؟؟؟؟؟؟
بقیه :بله
/علامت ذهن ×/
ات×وای یعنی باید دوباره اینو تحمل کنم و باهاش بخوابم
کوک×وای خدا این دختر غیر قابل تحمله
ات . کوک رفتن بالا
ات ویو:
+خب ببین من رو تخت میخوابم تو هم هرجا دوست داشتی و اینکه تو کار های هم دخالت نمیکنیم و قوانین از همین حالا شروع شده/سرد
_اوک/سرد
من رفتم رو تخت و کوک هم اومد کنارم رد تخت اما ازم فاصله داشت
+چرا اومدی رو تخت/سرد
_ قرار بود هر جا خواستم بخوابم اگه مشکلی داری برو رو کاناپه/سرد
+نه/سرد
داشتیم صحبت میکردیم که فیلیس زنگ زد /فیلیکس دوست بچگی های منه و وقتی کوچک بودم دوستش داشتم اما الان بهش حسم رو از دست دادم و به عنوان دوست میبینمش و فیلیکس از دو سال پیش رفته امریکا/
وقتی زنگ زد سریع و با خوشحالی جواب دادم /علامت فیلیکس÷/
+به به سلام آقای فیلیکس چه عجب یادی از ما کردی زنگی زدی
÷سلام ات ببخشید اینجوری نگو موقعیتش نبود معذرت
+وای خدا الان میتونم ببینم لپات قرمز شده نه اشکالی نداره بابا خیلی دلم برات تنگ شده کی میای کره؟
÷اومدم الان دارم میرم هتل
+چیییی/دادو ذوق/ فیلیکس نر هتل بیا اینجا مامان و بابام هم دلشون برات تنگ شده
÷آخه مزاحمتون میشم
+نه بابا زر نزن بیا پیشم تو لو خدااا پیلیز جوجه ی من بیا دیگه
÷باشه میام
÷آخ جوننننننننننننننننن/ذوق مرگ
ات ویو:
رفتیم پایین مثل اینکه صحبتمون تموم شده بود
پ.ت : صحبت کردین؟
+و_ بله
پ.ک: به تفاهم رسیدین
+_ بله
پ.ک: خب پس به امر خدا و سنت پیامبر دخترتون رو واسه پسرم خواستگاری میکنم
پت :قبوله شریک بیا اینجا ببینم فامیل شدیم دیگه
پ.ک: آره فامیل😂
پت: پس امشب اینجا بخوابیم بچه ها هم با هم بخوابن
پ.ک:من که مشکلی ندارم ولی مزاحم نمیشیم؟
م.ت: نه چه زحمتی بچه ها دیر وقته ساعت ۱۱ هست شما بخوابین ماهم کمک میخوابیم
ات و کوک همزمان: پیش هم؟؟؟؟؟؟
بقیه :بله
/علامت ذهن ×/
ات×وای یعنی باید دوباره اینو تحمل کنم و باهاش بخوابم
کوک×وای خدا این دختر غیر قابل تحمله
ات . کوک رفتن بالا
ات ویو:
+خب ببین من رو تخت میخوابم تو هم هرجا دوست داشتی و اینکه تو کار های هم دخالت نمیکنیم و قوانین از همین حالا شروع شده/سرد
_اوک/سرد
من رفتم رو تخت و کوک هم اومد کنارم رد تخت اما ازم فاصله داشت
+چرا اومدی رو تخت/سرد
_ قرار بود هر جا خواستم بخوابم اگه مشکلی داری برو رو کاناپه/سرد
+نه/سرد
داشتیم صحبت میکردیم که فیلیس زنگ زد /فیلیکس دوست بچگی های منه و وقتی کوچک بودم دوستش داشتم اما الان بهش حسم رو از دست دادم و به عنوان دوست میبینمش و فیلیکس از دو سال پیش رفته امریکا/
وقتی زنگ زد سریع و با خوشحالی جواب دادم /علامت فیلیکس÷/
+به به سلام آقای فیلیکس چه عجب یادی از ما کردی زنگی زدی
÷سلام ات ببخشید اینجوری نگو موقعیتش نبود معذرت
+وای خدا الان میتونم ببینم لپات قرمز شده نه اشکالی نداره بابا خیلی دلم برات تنگ شده کی میای کره؟
÷اومدم الان دارم میرم هتل
+چیییی/دادو ذوق/ فیلیکس نر هتل بیا اینجا مامان و بابام هم دلشون برات تنگ شده
÷آخه مزاحمتون میشم
+نه بابا زر نزن بیا پیشم تو لو خدااا پیلیز جوجه ی من بیا دیگه
÷باشه میام
÷آخ جوننننننننننننننننن/ذوق مرگ
- ۴.۶k
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط