مادر بزرگ...👌❤🍁

دلم کمی #مادربزرگ می‌خواهد
با لباس گل گلی
و دست‌های #مهربانِ حنا زده
و موهایی #حنایی
و لبخندی که خلاصه‌ی تمام #خوشبختی‌های جهان است…
دلم کمی #عشق می‌خواهد
می‌شود یک فنجان #چای مهمانم کنی؟‌‌...📷📸
#آرامکده
دیدگاه ها (۲)

باران 🌧️⛈️که می‌گیرد،جهان انگار آهسته‌تر نفس می‌کشد؛و آدم دل...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

007-پنهان در مه - پارت ۶۷

مشخصات رمان[مه در آغوش یخ] مویچیرو و یوکا🌫💑❄نویسنده:خودم💕۱. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط