پارت ۲

پارت ۲

ویو جونگ کوک

از کلاس زدم بیرون و وارد حیاط شدم و وجب به وجب حیاط رو گشتم ولی انگار آب شده بود رفته بود توی زمین
یهو یادم اومد که پشت حیاط رو نگشتم
به امید اینکه اونجا باشه سریع دویدم به سمت پشت حیاط
هر چقدر نزدیک تر میشدم صدای گریه ی آشنایی بیشتر میشد که یهو با دیدن ا.ت که روی زمین نشسته و پاهاش رو توی شکمش جمع کرده و سرش رو روی پاهاش گذاشته و داره گریه می‌کنه از خودم متنفر شدم که اشک هاش رو درآوردم و اینجوری ناراحتش کردم
آروم سمتش رفتم و گفتم : ا.ت
ترسیده سرش رو بالا آورد که با چشم های پر از اشکش مواجه شدم
آروم دستش رو گرفتم و بلندش کردم و توی بغلم کشیدمش
آروم موهاش رو بوسه میزدم و همراه هر بوسه میگفتم متاسفم
سرش رو از توی بغلم درآورد و آروم و ضعیف گفت : ج جونگ کوک
جونگ کوک : جانم ؟
ا.ت : ق قلبم درد می‌کنه ، خ خیلی درد می‌کنه
جونگ کوک : چی ؟ چرا ؟
ا.ت : ب بیماری ( یهو از حال رفت
جسم بی جون ا.ت رو براید استایل بغل کردم و سریع به سمت بیمارستان دانشگاه دویدم
به سمت پرستار رفتم و گفتم : از حال رفته کمک
پرستار ها ا.ت رو روی برانکارد گذاشتن و بردن توی بخش ویژه بیمارستان بستری کردن و دکتر رفت معاینش کنه

۱۰ مین بعد

این ۱۰ دقیقه مثل ده سال گذشت و هر ثانیش داشتم خودم رو نفرین میکردم که همچین بلایی سر دخترم آوردم
بالاخره دکتر از اتاق اومد بیرون و سریع به سمتش رفتم
جونگ کوک : آقای دکتر حالش خوبه ؟ صدمه ندیده ؟ چرا از حال رفت ؟
دکتر : آقای جئون بیاید اتاقم صحبت کنیم
جونگ کوک با تعجب : بله
به سمت اتاق دکتر رفتیم و وارد شدیم
دکتر اشاره کرد روی صندلی بشینیم
جونگ کوک : الان میشه بگید چی شده ؟
دکتر : همچین فشار و ناراحتی برای کسی که خودش بیماری قلبی داره واقعا خیلی زیاده
هر کدوم از این فشار ها یا ناراحتی ها یا استرس ها باعث میشه که قلبش رو به ضعیفی بره ، چجوری مواظبش نبودید ؟

از حرف های دکتر شاخ در آورده بودم یعنی چی ؟

جونگ کوک : بیماری ؟ چه بیماری ؟
دکتر : به شما نگفتن ؟ خب ببینید ا.ت مشکل ناراحتی قلبی داره و هر گونه فشار ، استرس ، ناراحتی و ترس براشون مثل سم میمونه
جونگ کوک : م من نمیدونستم ، بله مرسی که گفتید ، الان میتونم ببینمش ؟

ادامه دارد........

بچه ها این پارت دومش هست و پارت بعدی رو تا یه چند دقیقه دیگه میزارم
دیدگاه ها (۱۴)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

تکپارتی جونگ کوک

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط