پارت ۱۷

_نمیدم برو(بغض)
+(گریه شدید) (زود بغلت میکنه)
_(گریش در میاد تو شونه ی هانا گریه میکنه)
+کوک ههه.رچی بشه فقط همچین کاری دیگه با جونت نمیکنی فهمیدی اونجوری همونجا خودم خودمو میکشم(گریه)
_باشه فقط پیشم بمون باشه(اروم داره اشک میریزه)
+باشه تا آخر عمرم پیشت میمونم ولی دیگه اذیتم نمی کنی درسته دیگه(گریه و هنوز تو بغل همن)
_من غلط کنم دیگه همچین کاری کنم نفسم(محکم فشارت میده و کل صورتت و بوس بارون میکنه)
+آخ بسته دیگه(اخم میکنه)
_(خنده)
+اون تیرو نمیخوای بدی بهم؟
_میخوای چیکار کنی باهاش؟
+خودمو بکشم خب میخوام بندازمش دور دیگه که دیگه از این فکرای بد بد نیاد تو ذهنت
_نمیخواد بده من خودم میندازمش این وسیله وای بچه ها بده نباید بهشون دست بزنی کوچولو
+یعنی چی کوچولو ها من کوچولو نیستم اون که خیلی بزرگه و گندست تویی( بغض و عصبی و کیوت شده)
_باشه بابا چرا اینجوری یشی حالا مرسی که اومدی(خنده)
+(لبخند) بدون اغراق وقتی دیدم همچین چیزیو گذاشتی رو رگات قلبم دیگه کار نکرد طاقت همچین چیزیو دیه نداشت(بغض)
دیدگاه ها (۰)

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

بخش دوم part 62تهیونگ« داداشی؟ شاید این سوال یکم شخصی باشه و...

سلام 👋حالتون خوبه؟ اومدم یه سری تئوری راجع به آدرین بگمآره خ...

اومدم برا بار سوم بیوشو بدم برم رو مختون آدرین/ اوسی/ سیرک د...

پنهان عشق

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

رمان سوم پارت اول ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚یک روز سرد دیگه...

پارت ۲۹(یونا به سمت ماشین میدوه‌ ولی جونگ کوک اونو میگیره )ی...

پارت ۴۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط