عنوان:«اولین دیدار با شوتو »

عنوان:«اولین دیدار با شوتو »
متن:
ویو ا/ت
امروز دوشنبه اولین روز مدرسه جدیدم بود و دانش اموز انتقالی ام و ساعتم زنگ خورد و ساعت۶:۰۰ صبح بود رفتم کیف مدرسه رو اماده کردم رفتم حموم و اومدم و صبحونرو گذاشتم توی کیف مدرسه ام دوچرخه رو برداشتم و راه افتادم مدرسه یو.ای و به گوشی نگاه کردم دیدم۶:۴۰ دقیقه اس زود رسیدم!!! عیبی نداره منتظر میمونم حیاط ساکت مدرسه احساس خوبی میداد بهم صبحونرو از کیف مدرسه ام در اوردم و نودل رو شروع به خوردن کردم و احساس کردم کسی داره نگام میکنه و سرم رو متقابل برگردوندم دیدم پسری با موهای دو رنگه چشمای دو رنگه بهم زول زده اروم جواب دادم «سلام کاری داشتین؟!؟»
همونطور که نگام میکرد گفت «ام نه تاحالا اینجا ندیدمت دانش اموز...
جواب دادم « انتقالی، درسته ببخشید وسط حرفت پریدم تو باید شوتو تودوروکی باشی. درسته؟
با حالتی خنثی و اروم گفت « اره خودمم اسمت چیه؟
مضطرب شدم گفتم«ا... ا/ت...ه.. هستم »
در جوابم باز هم پوکر بود و گفت« اسم قشنگیه ا/ت خوشبختم ^^»
و با ذوقی که داشتم گفتم «اریگاتو شوتو سان^^»
و از اون روز بود که ا/ت با شوتو اشنا شد و از اون روز دوست های هم بودن
«امیدوارم خوشتون بیاد پارت بعد هم میزارم اگر حمایت ها زیاد باشه»
اینم درخواستی اولمون
دیدگاه ها (۹)

همسر غیره منتظره

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

True Love②①فردا (شب) تازه رسیدم خونه رمز در رو زدم و رفتم دا...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

انتخابی بی بازگشت. Part.3

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط