King or Queen 🖤✨️

King or Queen 🖤✨️

Part 2

اسلاید ۲ لباس ایریس برای شرکت و گزارش اخبار

( ساعت ۱۰ صبح شبکه خبرنگاری )
آیریس ویو
توی دفترم مشغول رسیدگی و مرتب کردن ی سری پرونده بودم که باید گزارش جمع کنم که در اتاق محکم با صدای بدی باز شد خواستم چیزی بگم که بادیدن قامت وو یون فحشی دادم و عصبی گفتم.....
ایریس: چته!! اینجا چکار می کنی؟
وو یون: بدبخت شدیم ی سامانه اصلی بیمارسان که ژنراتور هارو روشن نگه میداره حک شده تمام سیستم بیمارستان از کار افتاده ( نگران ، تند تند )
ایریس: من خبرنگارمممم باید بری پیش پلیس
وو یون: می دونم پلیس تو بیمارستانه گفتم خبر داغ دست اول بهت بدم
ایریس: شتتت بدو بریم بدوووو


( ساعت ۱۱ ظهر )
ایریس: سلام بینندگان عزیز من کیم ایریس هستم با یک گزارش دیگه در خدمت شما هستم! همینطور که می بینید در پشت سر من بیمارستان کیونک دا هستش که یک هکر مرموز سامانه بیمارستان رو دچار مشکل کرده و الان بیمارستان در وضعیت بدی قرار داره چرا که هنوز هیچی معلوم نیست و هکر تقاضای باج نکرده باید دید در ادامه چه خواهد شد.




زن: همه کار ها درست پیش میره؟
پسر: اره نگران نباش داره اونجوری میشه که ما می خوایم بالاخره وقت شر‌وع بازیه
زن: خاندان کیم نابود میشه ( نیشخند )
پسر: ( خنده بلند ) من برم به بقیه کار ها برسم
زن: ( تو ذهنش: انتقامم رو میگیرم و بهت ثابت می کنم که اشتباه کردی منو انتخاب نکردی ) باشه برو
دیدگاه ها (۷)

چند پارتی (درخواستی)

پارت 30🌧️ هنوز کنار هیون‌وو ایستاده بودم که دوباره یکی‌شون گ...

رمان انتقام ازدواج کامل

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty five:ویوی تهیونگ:بعد از ا...

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 23بیمارستان قدیمی سئول ـ ساعت ۱۰ صب...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

دیدار باتو (part 2)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط