{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Part26)

(Part26)
15 سال دروغ
{جونگکوک من مطمئنم میتونی کسی باشی که همه منتظرن براش حتی برای یک ثانیه اون موقعه میشه بزاری کنارت باشم؟"
6 آوریل 2010
ساعت 12:18(بوسان مدرسه راهنمایی)

یقیه ای جونگکوک رو گرفت و میخواست بهش بزنه "چی گفتی؟" به سمت جلو دویدم و یک مشت به اون پسر زدم خب.. این مشت رو یه دختر بچه شیطان زده معادل زدن یه مرد قویه زمین خورد وجونگکوک آزاد شد ولی اونم افتاد دستمو به سمتش دراز کردم لبخندی پهن زدم"کمک میخوای؟" وبعد لبخندم محو شد وبه سمت اون پسر نگاه کردم که از گونش خون می اومد"هوی تو ببین دفعه دیگه یه بار دیگه نگاه چپ به جونگکوک بکنی خودم سرتو از تن جدا میکنم از این مورد مطمئن باش" پسرا خندیدن
من مشتمو برای مبارزه اماده کردم...
18آوریل 2010
سر دسته شون رو به چند تا حکم از مدرسه بیرون انداختم قبلش هم برای جونگکوک زانو زد وگفت ببخشید حکم قلدری در مدرسه سیگار کشیدن و.... معلومه .. هرکی با من طرف شه همین میشه .. زنگ آخره همه دارن میرن خونه که یه صدای خیلی خوبی میشنوم به سمت طبقه بالا میرم که اونو میبینم که داره تمرین خوندن میکنه صداش خیلی خیلی خوبه وقتی کارش تموم میشه نگاهش به من میوفته وخجالت میکشه میخواد برکه میگم"واو کارت عالیه چرا به حرفه ای موسیقی نمیری؟" لبخندی میزنه"الان مسخره کردی؟"دستامو بالا بردم ولبخندی از تمام وجودم زدم"نه مطمئنم یه روزی میشی بهترین نوازنده جهان جوری که همه میخوان برای یه بار هم تو زندگیشون صداتو بشنون"....
3ژانویه 2011
ساعت:10:00(شب یکی از خیابان های بوسان )
"جونگکوک من مطمئنم که تو میتونی کسی بشی که همه منتظر دیدنشش حتی برای یک ثانیه اون موقع میشه بزاری کنارت باشم؟"من یه سال کنار جونگکوک بودم ومطمئنم که هیچ کس نمی تونه براش قلدری کنه هرچند بعد این میره سئول خوشحالم اون بهترینه! جونگکوک روبه روی ماشین خانواده من ایستاده و من نمی دونم از کی دارم گریه میکنم جونگکوک سری به معنای بله تکان میدهد اون بعد الیزا تو این یه سال بهترین دوستمه بغلش میکنم وقتشه از صحنه برم متاسفانه و میگم "نمی خوام خداحافظی کنم ولی.. به جاش میگم بعدا میبینمت" از بغلش بیرون میام ولبخندی میزنیم او هم همین کار را میکند"بعدن میبینمت هیما" و سوار ماشین میشم.... بدنم به شکل 27 ساله خودش برمیگرده نمی خوام به حل برگردم مطمئنم همه چی تغییر کرده شاید تهیونگ نمی دونه من کیم من با جیمین و جی هوپ دوست نیستم نامجون عین پدرم نیست جین عین داداش بزرگم شوگا معلمم...با این فکر سرم درد میگره وارد کانال الیزا میشم هنوز تو 2011 هستم ولی فورا از کانال بیرون میام وبه سرعت جادومو جمع میکنم واز ماشین پیدا میشم اگه من زمان رو برگردونم یعنی جونگکوک مرده؟ نه من اینو نمی خوام تمام جادومو جمع میکنم و برمیگردم همون روزی که رفته بودم اگه جونگکوک مرده باشه میفهمم
13 اکتبر 2029
ساعت:8:48(شب کناره خانه جونگکوک)
من تو همون مکانم مبینم دقیقا همون مکانی که رفته بودم هیچی تغییر نکرده این چطور ممکنه؟من یه سال از گذشته رو تغییر دادم داره بارون میباره وجونگکوک رو به روم ایستاده ولی صورتش عصبی وچشماش گشاد شده دستمو اینقدر محکم گرفته که الان میتونه بشکندش نیشخندی از سر عصبانیت زد..{از اول هم میدونستم 15 سال بهم دروغ گفتی ولی منتظر آغوش وچشمای پر از گناهت بودم}
ادامه دارد....
#بی_تی_اس
#آرمی
#اتحاد_آرمی_های_ایران
#بنگتن_بویز
#کیپاپ
#نامجون
#جین
#شوگا
#یونگی
#جیهوپ
#هوسوک
#جیمین
#وی
#تهیونگ
#جونگکوک
#جانگکوک
#بنفش

#استی
#هیونجین
#فلیکس
#چان
#بنگ چان
#استار
#سونگمین
#لینو
# انیمه
# بی تی اس
#گوجو ساتورو
#جوجوتسو کایست
#کره
#کیدراما
#کیدرامر
#بک
دیدگاه ها (۶)

روبی هوشینو عکس اون یکی پیجم

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p8رسیدیم مدرسه.با...

ادامه پارت ۲۰ قسمت دوم

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

وقتی داشتم اون موقع برای اولین بار خواهر آیکو آکاری رو طراح...

سلام دخترای قشنگم حالتون خوبه ✨💋خب نمی‌خوام زیاد لفتش بدم .....

خب دوستان من دوباره برگشتم و اینبار باید یه چیزی رو بگم و از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط