{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MY LOVE

p37

☆کمکت میکنیم

+جدی؟

•ارهه

نزدیک نیم ساعت بود که دخترا دنبال لباس برای ات بودن

کلی لباس رو زمین ریخته بود.. و روی زمین ولو شده بودن

جیمین.. در اتاقو باز کرد

_ات میگ..

با صحنه ای که دید خشکش زد

_ه.هی اینجا چرا اینشکلیه

•جیمین... زنت چص شدههه.. هیچی انتخاب نمیکنه

☆نفسم در نمیاد...

_واقعا؟

+جیمینی.. هیچی مناسب پیدا نمیکنم

_خب چرا اتاقو بهم ریختین

+چمدونم

پسر به سمت دختر رفت.. دستشو به سمتش دراز کرد

_پاشو

دختر دست پسرو گرفت و بلند شد

+چیه

_میشه برام لباس انتخاب کنی؟

+پارک جیمین.. میدونی الان تو چه دورانیم.. دِ اخه لعنتی من برای خودم نمیتونم لباس انتخاب کنم برای تو انتخاب کنم *داد*

جوکیونگ و سوریون و لارا به تعجب بهشون خیره شده بودن و سعی میکردن نخندن

_خب حالا اروم *خنده*

+نمیتونم.. نمیتونم اروم باشم نمیتونمممم *بغض*

☆اونی.. گریه نکن

پسر اروم بغلش کرد

_یکم استراحت کن.. هنوز کلی وقت داریم

•ببین.. باید یه جای تمیز کار کنیم.. اول اینجا تمیز میکنیم

"یک ساعت بعد"

بالاخره اتاق تمیز شد

تهیونگ وارد اتاق شد

# جیمینا.. بیا کارت دارم

_من الان میام... باشه اومدم

و رفت

+خب.. به نظرتون این قشنگه؟

یه پیرهن سفید باز ولی خوشگل با کفشش نشون داد

•♡☆عالیهههه

+راضیش میکنم

☆خب ما بریم حاضر شیم

یک ساعت و نیم ساعت تا شروع مهمونی مونده بود

دختر یه دوش 20 مینی گرفت

بیرون اومد.. روتین پوستی رفت..

موهاشو خشک کرد.. بدنشو خشک کرد

لباسشو پوشید

موهاشو با بابلیس موج دار کرد و چتریای پروانه ایشو اتو کرد

سنجاق سفید مرواریدی زد و بخش کمی از چتریاشو کنار زد

میکاپ کرد.. پرایمر زد.. کرم پودر.. کانسیلر.. کانتور.. رژگونه.. فر مژه.. ریمل.. تینت.. پودر فیکس.. خط چشم محو کشید

میکاپش تموم شد.. گوشواره های اویزی و مرواریدیشو انداخت..

گردنبند نقره زیباشو انداخت

پسر با عجله و بدون توجه به دختر وارد اتاق شد.. سریع دوش 5 مینی گرفت..موهاشو خشک کرد.. هنوز ات رو ندیده بود

همش کلمه "دیره" رو زمزمه میکرد

کت شلوار شیکشو پوشید

میخواست به دختر بگه کرواتشو ببنده و موهاشو مدل بده

سرشو برگردوند

_ات بی..

پسر محو زیبایی دختر شده بود

+چیه؟ جرا اینجوری نگاه میکنی؟

_چقدر خوشگل تر شدی

+*لبخند خجالتی*

_فقط.. لباست خیلی بازه

+یااا جیمینا کوتاه بیا

_نه.. عوضش کن

+تروخدااا

_نه

+لطفا *کیوت*

_خیر

+جیمینی تروخدا اجازه بده *کیوت*

پسر نزدیک دختر شد و دستشو رو کمر دختر گذاشت و زل زد تو چشماش

_من نمیخوام کسی جز من بدنتو ببینه پرنسس *بم*

+تروخدااا... یه شبه

_بعدش باید جبران کنی *خمار و بم*

+یعنی چی؟

_یعنی همونی که میدونی *بم*

+یادت نیست دکتر گفت تا سه سال نباید رابطه داشته باشم؟ *پوزخند*
دیدگاه ها (۰)

رمان : آیدل من پارت :«3»ویو «ا/ت»با صدای هشدار ساعتم از خوا...

چند پارتی

«رایحه پنهان»تهیونگ هنوز مشغول اسپری کردن گل‌ها بود، اما هر ...

still with you

part41نیلا وارد خونه شد و به طرف اشپز خونه رفت در یخچال رو ب...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_63وسایل هارو داخل پلاستیک گذ...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

پارت ۳ خوابم می‌امد حوصله حرف زدن حتی با بهترین دوستم هم ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط