هیچ وقت نتونستم ناامید مطلق باشم تو اوج ناامیدی هم امیدوا

هیچ وقت نتونستم ناامید مطلق باشم تو اوج ناامیدی هم امیدوار بودم وقتی ک مغزم میگ نمیشه قلبم میگفت امیدت ب خدا باشه هروقت که خواستم امیدم و از دست بدم میگفتم خدا رو چه دیدی شاید شد،خدا بزرگه،من بهش ایمان دارم اگ واسم بخواد میشه...
تو سالی که گذشت خیلی ب خدا نزدیک شدم دوست دارم این حس و
هراتفاقی میوفتم فقط میگم خدا...
ب هیچ کس دیگ نمیتونم فکر کنم جز خودش شده وقتایی ک کم اوردم خواستم خودمو قانع کنم ک نمیشه نمیگم تو چنین شرایطی نبودم شده وقتایی ک تحت فشار بودم گفتم خدا چرا نگاهم نمیکنی چرا کمکم نمیکنی مگ من چیکار کردم ولی بعدش ک اروم تر شدم بازم رفتم سمت خودش چون جز اون بالایی هیچکی دستت و نمیگیره:))))))
دیدگاه ها (۷)

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

P4ویو چیفویو:نمیدونم چرا از وقتی فهمیده امگا ام و یا بهتر بگ...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

رمان عشق ممنوع

چندپارتی

وقتی پدرت بود🧡پارت ۲تا اینکه صدای در اومدتق تق.با اینکه حال ...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_60حس میکردم کثیفم ..از روی ت...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 24""""""""""""""""""""""""""""""""...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط