مافیای من² پارت³

&:ات خودتی
تهیونگ(بغض)
ولم کن بزار برم
(عه وا تهیونگ بود)
&:متاسفانه نمیتونم
چ.چرا
&:چون تو گروگان منی
چ.چی گ.گرو.گروگان چرا مگه چیشده
&:هیچی فقط بابات بهم یه عالمه پول بدهکاره
خو منو چیکار داری
&:تو باید باشی تا پول بهم بده
خیلی نامردی(گریه)
کثافتتت(خواهرم آروم باش)
&:ببرینش
عوضییی
؟:هیسسس
ویو ته
آخی دلم براش سوخت ولی اون منو نباید بخاطر خانوادش ول می‌کرد
ویو ات
باورم نمیشه ولی خدایی خیلی خوشگل تر شده آخه چرا بخاطر حرف بابام ولش کردم
منو بردن توی یه اتاق تمیز و مرتب

یه سوال الان بابای ات به ته طلبکاره یا بدهکار؟
دیدگاه ها (۳)

🎆 رمان جدید 🎆اسم: "اشتیاق مخملی"ژانر: مافیایی | عاشقانه | اس...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

گمشده در روشنایی. P 4

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

مربی موتور سوار

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.4کانگ وو:خب چرا ای...

#سناریو_درخواستی( اعضا مافیان و ات رو گروگان گرفتن و خیلی ری...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

THE FIRST KISSPART: 10ویو تهیونگ: ات از اتاق رفت بیرون اون ن...

ممنون که میخونی این داستان واقعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط