{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴

پارت ۴
که یهو گوشیه ته زنگ خورد یونا نوشته بود ته تو بقلم خوابش برده بود منم جواب دادم
یونا: الو ته ته عشقم چیشده چرا اون حرفارو بهم زدی
ات:.سلام خانم یونا من همسر اقای کیم هستم لطفا دیگه بهش زنگ نزن
یونا:زنیکه ه.....
قطع کردم فهمیدم ته پشیمونه واسه همین بخشیدمش


چن روز بعد
من مرخص شدم تهیونگم خیلی باهام مهربونه حالا تهیونگ امروز میخواد بره امریکا ۲ روز دیگه میاد
ات: مجبوری بری؟
ته: اره عشقم زود میام
ات:باشه منتظرتم
خداحافظی کردیمو رفت هوس بار کردم ولی نرفتم تصمیم گرفتم بخرم تو خونه بخورم
رفتم خریدم و زنگ زدم لیا بهترین رفیقم
ات: سلام اسکله من
لیا: به به پارسال دوست امسال اشنا پدصگگگ نمیگی من دلم تنگ میشه ن زنگی ن......
ات: اوک اوک گرفتم شرمنده میگم میای اینجا مشروب گرفتم ته هم امریکاست
لیا: اوکیههه ادرسو بفرسسس اومدممم

ویو ته
داشتم میرفتم فهمیدم یکی از ساکامو جا گزاشتم وقتی رفتم خونه دیدم ات...
دیدگاه ها (۷)

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

#برادر ناتنی من

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط