we

we
part 30
**

نیک: چشم‌هاش رو چرخوند. از نگاه کردن خوشم نمیاد، نه از لباسشون.
من قبلا هم بهت گفتم از زن ها خوشم نمیاد
ولی تو فرق داری
مایا: آره جون خودت.* اون شب رو یادم میاد راست میگفت*
گارسون دو لیوان ویسکی روی میز گذاشت.
مایا: لیوانم رو برداشتم و یک جرعه خوردم. سوزش الکل گلوم رو داغ کرد.* دقیقاً همون چیزیه که لازم داشتم.
نیک: آروم‌تر بخور.
مایا: باز شروع شد... نمی‌خوای یک ساعت نقش برادر بزرگه رو کنار بذاری؟ *این رو از روی حرص و با نیشخند گفتم*
نیک: تا وقتی کنارمی، نه.*نیشخند*
لبخند محوی زدم اما سریع جمعش کردم.*
مایا: بیا بریم وسط.
نیک: من اهل رقص نیستم.
مایا: معلومه... قیافت هم داد می‌زنه.دروغگو!
با دخترا که خوب میرقصی
برای ما جنتلمن شدی؟
بدون اینکه منتظر جوابش بمونم، دستش رو کشیدم و وسط جمعیت بردم.
موسیقی بلندتر از قبل توی گوشم می‌کوبید. نورهای رنگی مدام روی صورتمون می‌افتاد. چند دقیقه فقط با ریتم آهنگ تکون می‌خوردم و سعی می‌کردم همه‌ی فکرهام رو فراموش کنم
همون موقع، پسری که معلوم بود حسابی مسته، نزدیکم شد.*
پسر: هی خوشگله... با من می‌رقصی؟
مایا: نه، ممنون حوصله تو ندارم
اما دست از سرم برنداشت و دوباره جلو اومد*
پسر: یه رقص که اشکالی نداره...
مایا:آقا پسر من...*قبل از اینکه چیزی بگم، دستی مچ اون پسر رو گرفت.* (صدرصد که نیک بود)
نیک: کری؟!گفت نه.!
*صدای نیک اروم بود ولی سردی ازش می بارید*
پسر: اوه... پس دوست‌پسر داری؟ *رو به مایا*
مایا: ...
نیک: لازم نیست بدونی من کی‌ام. فقط ازش فاصله بگیر!
مایا:پسر با غرغر کوتاهی دست‌هاش رو بالا آورد و بین جمعیت گم شد.*
نیک: با خنده ریزی نگاهش کردم. هنوزم میگی فقط «فعلاً برادرم»؟
مایا:...
برای اولین بار از وقتی وارد کلاب شده بودیم، حس کردم پشت اون نیشخند همیشگی ام یک نگرانی واقعی قایم شده بود
شاید واقعا عاشق شدم*
دیدگاه ها (۰)

🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

آااام بابت کیفیت بده اس دو شرمندهخولاصههههه نمیدونم مینامی ر...

لبخند قاتلپارت⁴⁵ویو جونگ‌کوکچند ثانیه بعد، چراغ‌ها دوباره رو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p92صدا از پشت دست او خفه شد.کای لبخند زد...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۵: «شب دوتایی» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: آپار...

رقص مرگ و عشقp¹³وقتی درِ سنگینِ ورودیِ خونه باز شد، انگار که...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

رمان اسیر خان پارت بیست و دوم ۲۲

( Blue Side )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط