:ی مشکلی هست ولی

:ی مشکلی هست ولی
یجی:چه مشکلی؟
:انتن نداریم
یجی:دعا کن نگیرمت*میدوئه*
:*فرار میکنه*
خونه ی تهیونگ
یونگی:*توی یخچال دنبال خوراکیه*
تهیونگ:*وارد اشپزخونه میشه از یخچال اب برمیداره*
یونگی:هی..از دست من دلخور نباش..
تهیونگ:توروخدا دهنت رو ببند..
یونگی:*لپ های تهیونگ رو میگیره*قهر نکن عموییییی
تهیونگ:*هلش میده*
یونگی:بگذریم..یجی توی جنگل ونداگه..
تهیونگ:پس هنوز نزدیک نشده..
یونگی:نه..
تهیونگ:باشه..
یونگی:چیکار میخوای بکنی؟
تهیونگ:نمیدونم،درموردش فکر میکنم..
*میره به اتاق*
یونگی:*موبایل تهیونگ رو به مغازه میبره تا رمز گوشی رو باز کنن*


یجی:
+:آب میخوای؟
یجی:نه..
+:ببخشید بخدا حواسم نبود..
یجی:باشه مهم نیس..بنظرت چیکار کنیم؟
+:یک ایسگاه قطار همین نزدیک هست..سوار بشیم میتونیم بریم سمت سمت ججو..از اونجا میتونیم سوار کشتی بشیم..
یجی:چند دقیقه تا قطار فاصله هس؟
+:15 دقیقه..
یجی:باشه بریم..



ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

p4

ادامه پارت ۲ .ادامه .....دینگ دینگ .....ا.ت‌ در رو باز کرد ....

سه پارتی✨ات بعد از یه روز خسته‌کننده بالاخره رفت حموم.همه‌چی...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۶ نورا سرشو بلند...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

first love

اسیر مافیا پارت⁸یونگی از اتاق‌ اومد بیرون دلش حال عجیبی داشت...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

چندپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط