چشمهایم را تاریک کن،
چشمهایم را تاریک کن،
باز میتوانم تو را ببینم
گوشهایم را ببند،
باز میتوانم صدایت را بشنوم،
و بدون پاهایم
میتوانم به سوی تو بیایم،
و بدون دهانم
میتوانم تو را به خود بخوانم.
دستهایم را بشکن،
باز تو را لمس میکنم
با قلبم،
آنسان که با دستم،
قلبم را از حرکت باز دار،
مغزم خواهد زد،
و اگر به مغزم آتش بزنی،
تو را در خون خویش خواهم برد.
وصی پور😦
باز میتوانم تو را ببینم
گوشهایم را ببند،
باز میتوانم صدایت را بشنوم،
و بدون پاهایم
میتوانم به سوی تو بیایم،
و بدون دهانم
میتوانم تو را به خود بخوانم.
دستهایم را بشکن،
باز تو را لمس میکنم
با قلبم،
آنسان که با دستم،
قلبم را از حرکت باز دار،
مغزم خواهد زد،
و اگر به مغزم آتش بزنی،
تو را در خون خویش خواهم برد.
وصی پور😦
- ۵.۹k
- ۱۲ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط