{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلگیر دلگیرم مرا مگذار و مگذر

دلگیر دلگیرم مرا مگذار و مگذر
از غصه می‌میرم مرا مگذار و مگذر

با پای از ره مانده در این دشت تب‌دار
ای وای می‌میرم مرا مگذار و مگذر

سوگند بر چشمت که از تو تا دم مرگ
دل بر نمی‌گیرم مرا مگذار و مگذر

بالله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوست
بی‌جرم و تقصیرم مرا مگذار و مگذر

با شهپر اندیشه دنیا گردم اما
در بند تقدیرم مرا مگذار و مگذر

آشفته تر ز آشفتگان روزگارم
از غم به زنجیرم مرا مگذار و مگذر

یدالله عاطفی
دیدگاه ها (۱)

از من نپرس چقدر دوستت دارماينجا در قلب من حد و مرزي براي حضو...

گله هارابگذار!ناله هارابس كن!روزگارگوش ندارد كه تو هي شِكوه ...

باید فراموشت کنم چندیست تمرین میکنممن میتوانم میشود، آرام تل...

پاییز چه زیباست !مهتاب زده تاج سر کاجپاشویه پر از برگ خزان د...

دلـگـیـــر دلـگـیــــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذراز غصـه م...

دلـگـیـــر دلـگـیــــرم مـــرا مـگـــذار و مـگـــذراز غصـه م...

ازین زمانه ی خاموش خستــــــه دلگیرم بدون عطر حضـــــورت دوب...

ازین زمــانه ی خـــاموش خسته دلگیرم بدون عطــر حضورت دوبــا...

ازین زمانه ی خاموش خستــــــه دلگیرم بدون عطر حضـــــورت دوب...

شبى در حسرتت، آرام ،ميميرمپريشانم، پريشان بوده تقديرمچرا هست...

اسیر واژه ی عشقم وَ بی تو می میرمکه باید از تو بگویم من از خ...

من آسمانِ پر از ابرهای دلگیرماگر تو دلخوری ازمن من ازخودم سی...

شبی در کنج عزلت در سکوتی تلخ می‌میرم!دگر خاموشم و هرگز سراغت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط