من از چشم تو افتادم به روی خاک تقدیرم
من از چشم تو افتادم، به روی خاک تقدیرم
دل از من کندهای اما به عشقت باز زنجیرم
برایت شعر گفتم تا، بخوانی عمق عشقم را
نخواندی بیتهایم را، نوشتی: از غزل سیرم
سلاح گرم پنهان است، شاید بین مژگانت
که با هر پلک چشمانت، چنین آرام میمیرم
تو عیدی و سراسر شور، همه مشتاق دیدارت
غروب جمعه من هستم، غریبم... سخت دلگیرم
اگر خط خوشی دارم، تمام علتش این است
که خط چشمهایت را همیشه مشق میگیرم
دل از من کندهای اما به عشقت باز زنجیرم
برایت شعر گفتم تا، بخوانی عمق عشقم را
نخواندی بیتهایم را، نوشتی: از غزل سیرم
سلاح گرم پنهان است، شاید بین مژگانت
که با هر پلک چشمانت، چنین آرام میمیرم
تو عیدی و سراسر شور، همه مشتاق دیدارت
غروب جمعه من هستم، غریبم... سخت دلگیرم
اگر خط خوشی دارم، تمام علتش این است
که خط چشمهایت را همیشه مشق میگیرم
- ۶۹۵
- ۱۲ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط