فصلــ💜دومــ💜

فصلــ💜دومــ💜

پارت۶۷💜

ددی💜شوگره💜اجباریه من💜


سانامی:: منم عاشقتم
جیمین:: وقتی سرم خلوط شد یه سفر دوتایی میریم هوم؟!
سانامی:: کجااا؟!
جیمین:: بوسان
سانامی:: وقتی بچه بودم یکی دوبار رفتم
جیمین:: نیست الان خیلی بزرگی
سانامی:: اییییی بزرگمممم
جیمین:: باشه باشه
سانامی:: شام بریم رستوران
جیمین:: گمشو اشپزخونه یچیزی درست کن بده بخوریم تو دیگه پرو شدی نمیتونی شوهرتو بش برسی بعد بچه هم میخاد

جیمین ازش فاصله گرفت و رفت سمت در که سانامی پرید دستشو گرفت

جیمین:: هوم؟!
سانامی:: من نی نی میخاام🥺
جیمین:: الان ن
سانامی:: ترخدااااا ددییییی
جیمین:: سانامی😐
سانامی:: پس کِی وقتش میرسه؟!
جیمین:: خیلی دیر نیست
سانامی:: ددی همین ماه باشه
جیمین:: دو روز دیگه ب اخر ماه نمونده
سانامی:: خب فردا شب، ۹ ماه قراره تو شکمم باشه خب
جیمین:: خیلی خب...ماه بعد
سانامی:: ماه بعد دوروز دیگه میرسه
جیمین:: اواخرش
سانامی:: اییییییی
جیمین:: ساکت برو واسه شام یچیزی بپز من میرم بیرون کار دارم
سانامی:: چکاری؟؟؟...عاام اوکی
جیمین:: بدو زود

سانامی از اتاق زد بیرون
جیمین رفت سمت کمد و لباس دراورد شروع کرد ب پوشیدن



سانامی:: وااااا برنج نداریم😐😂

برگشت سمت اتاق داشت تندتند از پله ها بالا میرفت ک جیمین هم سریع اومد بیرون
سانامی محکم خورد ب جیمین و پرت شد عقب و از رو پله ها افتاد کفه زمین

جیمین:: 🤣
سانامی:: بیشعوووور😭

جیمین از پله ها رفت پایین و بلندش کرد تو بغلش و ایستاد

جیمین:: باسنت آتیش گرف😂 سرت...
سانامی:: آره سرمممم
جیمین:: دستپاچلفتی
سانامی:: همش تقصیر توئه کوری من دارم میام😡
جیمین:: عصبانی نشو قیافت شبیح گوه میشه
سانامی:: جییییییییغغغغغغغغغغغغغغغ

جیمین اخم کرد و از تو بغلش پرتش کرد زمین

سانامی:: عااااااااااااایییییییییی باسنمممم
جیمین:: همینیه ک هست هروقت جیغ بزنی کتکشم میخوری
سانامی:: برنج نداریم اومدم اینو بگم😑
جیمین:: 😐😐
سانامی:: شامپو هم نداریم😒
جیمین:: نون و شامپو میخوری تو؟؟؟
سانامی:: یعنی چی😐
جیمین:: همین چند روز پیش کلی خرید کردیم دقیق یادمه ۶ شامپو خریدیم تازه قبلشم داشتیم چیکار میکنی این شامپووارو؟! با نون میخوریشون؟!
سانامی:: وا😐😂😂نه بگم چیکارشون میکنم
جیمین:: بنال بینم
سانامی:: وقتی میرم حموم یه شامپو کممه
جیمین:: تو ک معمولا ده مینه دوش گرفتنت
سانامی:: آره ولی وقتی برم تو وان یه شامپو کاملو خالی میکنم تو خوده وان بعد همه آب کف کفی میشه یه نصف شامپو هم میزنم ب بدنم...افففف انگار تو ابرام

جیمین:: پس بگو چرا وقتی در میای برم تو حمومو ببینم انگار سونامی اومده😐
سانامی:: آره خب سانامی اومده
جیمین:: بابا سونامیو میگم همون آب تاز...سیل
سانامی:: چی هست؟!
جیمین:: ببین فقط از جلو چشام گمشو،یکیو میگم بره خریداتو کنه
سانامی:: منم باهاش میرممم
جیمین:: بیخود،الانم میخام برم دیرم شده میای بغلم یا ن؟!

سانامی رفت آروم جیمینو بغل کرد جیمینم بوسه ای رو سرش گزاشت و رفت...

سانامی:: خب...برم دور شام...حییییی گفت بزودی بچه دار میشیم🥺اگه پسر باشه اسمشو میزارم...نمی‌دونم مخمو بهش فشار نمیارم😐
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...

پارت : ۱۵ جیمین هنوز به اون پیام لعنتی نگاه می‌کرد و نگران ب...

Part38+سلام _سلام خوش اومدی بیا بشین نیلا رو صندلی نشستو علا...

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

گاینا از مردم تهران هستنواسه قربانیان ۱۱ سپتامبراومده بودن ه...

☆چند پارتی☆☆پارت: ۰۲☆☆وقتی دخترتون.....☆+ه...هیون.....ه...هی...

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁷وارد داروخانه شد و به سمت پیشخوان رفت...

پارت ۳

the lost leaves/رمان جیمین

سلام به همگیتون🎀🗣اومدم برم تو پینترست که یهو کلی بیس پیدا کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط