نتیجه دوستی رضا شاه با انگلیس بدبختی برای مملکت خود

https://wisgoon.com/pin/43631446/

#بخش_دوم
پیشاپیش بابت مکدر شدن اوقات شریفتون،
عذر می‌خوام؛
🔹️روزنامه‌ی ستاره‌‌ی ایران می‌نویسه:

▫️بسیاری از مردم روستا به امید غذا و سرپناه به شهر اومدن. اینجا به عاشورای تمام عیاره. هزاران زن گرسنه با کودکانی لرزان، جلوی نونوایی‌ها جمع میشن، بدون اینکه چیزی‌ دستشون رو بگیره میرن و با وجود این سرمای گزنده، توی خیابون‌هایی که مملو از اجساد مردگان هست به جستجوی خودشون ادامه میدن.🥺🥺
🔹️سفیر آمریکا میگه:

▫️توی کرمانشاه کمبود غله اون‌قدر شدید بود که خاک سفید رو با آرد قاطی می‌کردن تا حجم بیشتری پیدا کنه.
🔹️یه دیپلمات انگلیسی میگه؛

توی انزلی، تکه نونی به یه پسربچه دادم، مردمِ گرسنه طوری بهش حمله کردن که نزدیک بود زیر دست و پا بمیره. میشه گفت وحشیانه، ولی صد رحمت به وحشی‌ها!

▫️اجساد چروکیده‌ی مردم از زن و مرد توی معابر افتاده، میون انگشتانشون علف‌هایی پیداست که از کنار جاده کندن، چهار دست و پا به‌طرف ماشینا می‌خزن و برای یه لقمه نون التماس می‌کنن.

▫️مردم فلان روستا، مثل کوتوله‌هایی‌ان که ماه‌ها گرسنگی اونارو به مشتی گرگ وحشی و ‌بی‌تاب تبدیل کرده. توی چشماشون، برق حیواناتِ وحشیِ به‌دام‌افتاده رو میشه دید. زنده‌ها گیاه‌خوار شدن و مثل حیوونات، علف‌های روزی زمین رو میخورن.😔😔

🔹️یکی دیگه از خبرنگارهای خارجی میگه؛

▫️بعضی از مردم حتی به خوردن گوشت آدم رو آوردن. قربانی‌ها، کودکانی هستن که از بازار دزدیده میشن، مادرها می‌ترسن بچه‌هاشون رو تنها بذارن و برن دنبال نون. مامورای دولتی مادر و دختری رو گرفتن که دختر هشت‌ساله‌ای رو کشتن و حالا داشتن می‌پختنش.😳😳😮‍💨😮‍💨
🔹️این مختصر گزارشی از قحطی‌ بزرگ اون روزه.
در پست های بعدی ان شاءالله می گم دلیل این قحطی بزرگ اون روزها چی بوده😐😐
به امید خدا❤️
https://wisgoon.com/pin/43631224/
#ادامه_دارد
#رضا_خان
#رضا_شاه
#رضا_پهلوی
#رضا_خان_دست_نشانده_انگلیس
#رضا_پالان
#قحطی_بزرگ
#مرگ_میلیون_ها_ایرانی
#لبیک_یا_مهدی
#لبیک_یا_خامنه_ای

به اشتراک گذاشته شده توسط ویسگون
https://wisgoon.com
دیدگاه ها (۰)

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۳:سه...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

فرشته‌ی وحشی‌ منکاپل:هیونلیکس ژانر: امگاورس، ازدواج اجباری، ...

آرت ژدید از اوسیم✨عامممم خب واقعا خوب نشده حوصله نداشتم گیر ...

آوای شب پارت ۲۵ویو نویسنده انیا بعد از اون اتفاق دیروز از ار...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم ___part:23

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

فیک تهیونگ

#بخش_دومپیشاپیش بابت مکدر شدن اوقات شریفتون،عذر می‌خوام؛🔹️رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط