{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقِ کبوتر بود !

عاشقِ کبوتر بود !
می گفت ...
پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست ...
رهایش که می کنی هرجا برود...
خیالت راحت است که برمی‌گردد ...
فقط دو روز حواسش پرت شد...
فقط دو روز فراموششان کرد...
همه‌شان رفتند ...
همه‌شان گم شدند !
او دانه می‌ریخت اما دیر بود ...
هیچ کدامشان برنگشتند !
مشکل اینجاست...
ما یادمان رفته ...
هیچ تعهدی یک‌طرفه نیست !
وفادار ترین کبوتر هم، برایِ ماندنش؛
دانه می‌خواهد ...
"توجه" می‌خواهد...
"عشق" می‌خواهد ...
هیچ کبوتری ، ناچار به ماندن نیست ...
هیچ کبوتری !
دیدگاه ها (۱)

اگر سهم من از این همه ستارهفقط سوسوی غریبی استغمی نیستهمین ا...

خسته از گام‌های تکراری‌مشوق پرواز دارمُبالِ پروازم نیست...

‍عقربه ها، پشت سر همچه شتابی برای رسیدن دارندمی روند و می رو...

از خیاطی پرسیدند: زندگی یعنی چه ؟ گفت : دوختن پارگی ...

عاشقِ کبوتر بود !میگفت پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .رهایش...

عاشقِ کبوتر بود !میگفت پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .رهایش...

عاشقِ کبوتر بود !میگفت پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .رهایش...

عاشقِ کبوتر بود !می گفت ...پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .....

عاشقِ کبوتر بود !می گفت ...پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .....

عاشقِ کبوتر بود !می گفت ...پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .....

عاشقِ کبوتر بود !میگفت پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .رهایش...

عاشق کبوتر بود.میگفت پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .رهایش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط