{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق کبوتر بود،

عاشق کبوتر بود،
می گفت پرنده ای وفادار تراز آن نیست،
رهایش که می کنی هرجا برود،
خیالت راحت است که بر می گردد...
فقط دو روز حواسش پرت شد،
فقط دو روز فراموششان کرد،
همه شان رفتند، همه شان گم شدند...!
او دانه می ریخت اما دیر بود...
هیچ کدامشان برنگشتند!!

مشکل اینجاست،
که ما فراموش کرده ایم،
که هیچ تعهدی یک طرفه نیست...
وفادارترین کبوتر هم، برای ماندنش،
دانه می خواهد...
توجه می خواهد...
عشق می خواهد...
هیچ کبوتری، ناگزیر به ماندن نیست
هیچ کبوتری
دیدگاه ها (۲)

عاشقِ کبوتر بود !میگفت پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .رهایش...

عاشقِ کبوتر بود !میگفت پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .رهایش...

عاشقِ کبوتر بود !می گفت ...پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .....

عاشقِ کبوتر بود !می گفت ...پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .....

عاشقِ کبوتر بود !می گفت ...پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .....

عاشق کبوتر بود.میگفت پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .رهایش ک...

عاشقِ کبوتر بود !می گفت ...پرنده‌ای "وفادار"تر از آن نیست .....

#عاشقِ کبوتر بود...👌❤🍀

عاشقِ کبوتر بود !می گفت پرنده ای "وفادار" تر از آن نیست .رها...

عاشقِ کبوتر بود !می گفت پرنده ای "وفادار" تر از آن نیست .رها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط