درتاریکی‌پارت{33}

جونگ‌کوک و جین رفتن طبقه بالا
پ‌م:اوه جونگ‌کوک اومدین؟
کوک:سلام جناب لی منتظرمون بودید؟
پ‌م:نع فقط داشتیم درمورد ازدواج تو و مین‌سو حرف میزدیم
جین:فکر نمیکردم شما با این ازدواج موافق باشید
پ‌م:من از همه موافق ترم عمرا بزارم پسرم بخاطر پول نوه مو بدبخت کنه
ب‌م:اشتباه نکنین پدر من به خاطر خودش دارم اینکارو میکنم
مین‌سو:ب..بابا
ب‌م:اما اگه نخواد نمیتونم کاری بکنم
کوک:ببخشید توی مسئله خانوادگیتون دخالت میکنم ولی من و مین‌سو به هم علاقه داریم و میخوایم ازدواج کنیم
ب‌م:من حرفی ندارم اگه به هم علاقه دارید میتونید ازدواج کنید
مین‌سو:واقعا؟
ب‌م:اره البته
پ‌م:ولی قبلش...
.
پرش زمانی ۳ روز بعد
.
روز خاستگاری
.
دینگ دینگ(صدای در)
مین‌سو:م..مامان دارن در میزنن(با استرس)
م‌م:میدونم عزیزم الان بازش میکنن
م‌م:استرس نداشته باش عزیزم همه چیز قراره خوب پیش بره
مین‌سو:هوففف امیدوارم(نفس عمیق)
اقاوخانم جئون به همراه پدر بزرگ‌جونگ‌کوک و جین و کوک وارد میشن
.
پرش زمانی به ۱ساعت بعد
.
م‌ج:چطوره تاریخ عروسی رو بندازیم آخر این هفته
م‌م:موافقم
پ‌م:منم موافقم نظر تو چیه ووک؟(ووک پدربزرگ جونگ‌کوکه)
ووک:من خیلی موافقم
همه‌ی جمع با خوشحالی قهقهه زدن
.
.
.
.
داریم به اخرای فیک نزدیک میشیم
دیدگاه ها (۱)

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت پنجم ا.ت پوشه‌ی خاک‌گرفته رو از ر...

★دستبند ما؟!...p⁵(end)با اطمینان گفتم:"همه چیز رو درست میکنم...

چندپارتی

🖤 قسمت اول: معامله ژانر: مافیایی، عاشقانه، کمدی، ازدواج اجبا...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.2جیمین:آه از دست تو کوک از دست تو....

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

عشقی حقیقی

مهمونی خطرناکپارت=15ویو ات:به جونگ کوک گفتم لباسشو عوض کنه و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط