فصل 2پارت47

Part47
f2



تهیونگ: باش

راوی: تهیونگ چندتا غذا گرفت و شروع کردن به خوردن و بعد خوردن رفتن سمت ماشین و یهو

دینگ( پیام)

نانا ویو: رفتم چک کنم ببینم کی پیام داده دیدم از گروه همدمه دیدم دخترا جنی رو بردن بیرون خیلی خوشحالم هوا شو دارن و به عکس بستنی دیدم و تعجب کردم و بهشون پیام دادم


نانا: خوش بگذره ولی این بستنی چرا اینقدر زیاده

جیسو: 😁

جنی: یکم بیشتر بخوریم بد نیست

نانا: فوگورا

یونهی: 😐مرض حسوذی نکن

نانا: 😒کی حسودی کرد شوهرم پول داره برام میخره😝

جیسو: نه بابا تا چند وقت پیش ازمون میپرسید بهش نه بگم یا بله🤨


نانا: زر نزن


جنی: ول کنید بابا بریم خوش بگذریم و عکس بگیریم و بفرستیم یا دلش اب شه

نانا: به به تربیت رو خودم ادبت نیکنم درضمن خودم الان بیرونم

یونهی: اخ اخ از اون کارای زن و شوهری دقیقا دارید چیکار میکنید🧐🤪


نانا: منحرف نشو خرید عروسی و خوشگذرونی



اسلاید


بستنی جنی جیسو و یونهی
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱ ویو ا.ت با قدم های آروم وارد خونه شدم لبخندی روی لبام...

ومپایر جذاب من. پارت ۴

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان :«پسر عموی جذابم»part:8ویو «سلین»بلاخره بعد چند ساعت زن...

صپارت۳جیسو: داری چیکار میکنی؟تهیونگ: چیشده، خوشت نمیاد؟😬جیس...

نوشیدن خون قرمز

سرنوشت را میشود تغیر داد

مافیای من_قسمت پنجم

درگیرِ مافیاها

اجباری اما شیرین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط