یک‌بار است زندگانی!

یک‌بار است زندگانی!
یک‌بار،
همان یک‌بار
که نسیم صبح را به سینه فرو می‌دهیم،
همان یک بار
که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می‌نشانیم،
همان یک بار
که سوار بر اسب در دشت تاخت می‌کنیم،
یک‌بار...
یک‌بار و نه بیشتر.
زندگانی یک‌بار است،
در هر فصل...

👤محمود‌ دولت‌‌آبادی
#جذاب
دیدگاه ها (۱)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

پارت: 21 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*کلوئی لبخندِ پیروزمندانه‌ا...

🍂 **ست تونیک و شلوار «شرمین» | دلبریِ مخمل کبریتی در فصل پای...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

پارت ۱۵ — چیزی بیشتر از یک آشناییصبح روز بعد، کاروان هنوز اج...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

پارت ۳۲

سناریو ی ماه سرخ: پارت ۲

🌅🧡 طلوع تماشایی خورشید در دریاچه چیتگر تهران 🌊☀️😍📍🌇 دریاچه چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط