𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎
part:10
ویو مین سول
-هی مین سول بسته!خیلی خوردی!
+اهه هانول بزار یکم دیگه بخورممم
-همین الانشم مستی!دیگه بسته!
+هانولللل
ویو بنگچان
نصفه شب بود پس به سمت عمارت حرکت کردم زودتر مینهو رو فرستادم تا بره چون امروز خیلی روز پر مشغله ای بود و هر دومون خسته شده بودیم
در و که باز کردم بوی الکل به مشامم خورد
جلوتر رفتم دیدم که مین سول حسابی مسته
×سلام آقا!
+اینجا چه خبره؟
×خب...مین سول اولش خواست یکم بخوره ولی حسابی مست کرد!
+و تو هم جلوشو نگرفتی؟
×ببخشید آقا!
×اشکال نداره حالا هم میتونی بری!
بعد از اینکه هانول خارج شد به طرف مین سول رفتم
+چرا اینقدر مست کردی؟
-اومدی چاننن*لحن کیوت*
+سوالم و جواب ندادی؟
-خب من الان یه بزرگسالم چه مشکلی داره؟
+درسته ولی نه اینقدر!
-بیخیال بیا خوش بگذرونیم!چانیییی!
+هی دیگه بسته!پاشو!
اومد جلو و دستشو و دو طرف صورتم گزاشت
+داری چیکار میکنی؟
-چرا گیجم میکنی؟
+هان؟
-چرا با رفتارهات گیجم میکنی کریستوفر؟
+فقط کافیه یکم از مغزت استفاده کنی خودت منظورم و میفهمی!
-خب چرا واضح حرف نمیزنیییی!*حالت گریه*
+بسه الان مستی نمیدونی چی میگی!
بلندش کردم ولی تعادلشو نمیتونست حفظ کنه پس برآید استایل بغلش کردم و اونم دستاشو دور گردنم حلقه کرد
-بزارمممم زمینننن!
+هی اینقدر وول نخور بچه!
در اتاق نیمه باز و با پام باز کردمو مین سول و روی تخت گزاشتم
+الان بگیر بخواب!
-من خوابم نمیبرههه!
+چشمات و ببند خوابت میبره!
-ولی مین سولی خوابش نمیاددد*لحن کیوت*
-شاید اگه چانی کنارش بمونه خوابش ببرهههه*لحن کیوت*
چرا داشت با قلبم بازی میکرد؟...این دختر قلبم و میلرزوند!...
+بهتره اینقدر قیافت و کیوت نکنی و لباتم غنچه نکنی وگرنه قول نمیدم با لبام خفت نکنم![جوووون ددی که تو باشی چانننن😔🛐]
-باشه پس مین سولی ساکت میشه!
+آفرین دختر خوب!
چند دقیقه ای رو کنار مین سول موندم تا خوابش ببره بعد از اینکه مطمئن شدم خوابش برده پتو رو روش کشیدم و آروم زمزمه کردم:ولی فکر کنم قانون شماره ی اول و شکستم مین سول!
ویو ناشناس
×بله قربان؟
+ملاقات و ترتیب دادی؟
×بله قربان الارا الان هاست که برسه!
+خوبه!اون دختر اونقدر ساده ست که میتونم به راحتی ازش استفاده کنم!*نیشخند*
بعد از چند دقیقه تقه ای به در خورد و الارا نمایان شد
-در تعجبم که با من چیکار داری؟
+بشین الارا!عجله ای نیست!
-خب نمیخوای بگی که با من چیکار داری؟
+میدونم که از کریستوفر خوشت میاد!
-خب؟
+و اینم میدونم که اون دختر مانع انجام کار هات میشه؟
-ادامه بده!قضیه داره جالب میشه!
+میخوام با هم همکاری کنیم!
-چه سودی برای من داره؟
+تو میخوای به کریستوفر برسی و من به قدرتش!پس چه بهتر که همکاری کنیم!کلی نقشه برای کریستوفر و اون دوست دخترش دارم!نظرت برای همکاری چیه؟
-از کجا مطمئن بشم تو فقط به فکر منفعت خودت نیستی؟
+مطمئن باش الارا من که غریبه نیستم!
-بهت اطمینان میکنم!ولی وای به حالت که بخوای بهم خیانت کنی!
+خب به سلامتی همکاریمون!
-به سلامتی!
و جام هاشون و سر کشیدن
بعد از رفتن الارا
واقعا آدم ساده ای الارا!*نیشخند*
ویو مین سول
با خوردن آفتاب توی چشمام از خواب پاشدم
سرم داشت میترکید
یاد دیشب افتادم،فقط یادمه که مست کردم و چان کنارم بود بقیش و یادم نمیاد...
بیخیالش شدم و لباس هام و عوض کردم و رفتم پایین
دیدم که چان سر میز نشسته و در حالی که صبحانه اش و میخوره سرش داخل لپتابشه
+سلام!
-بیدار شدی؟
+آره!
+هانول برام یه لیوان شیر میاری؟
×چشم حتما!
+مرسی!
+عاممم راجب دیشب!
تا این حرف و زدم متوجه نیشخند چان شدم
+کاری که نکردم درسته؟
-آره هیچ اتفاقی نیفتاد،چون مست بودی بردمت داخل اتاقت و تو هم خوابیدی!
+آهان
-من باید به کارام برسم
+باشه پس خداحافظ!
-خداحافظ!



اینم پارت دهم💋
شرط:۴ تا بازنشر/۲۵ تا کامنت/۳۵ تا لایک🍒
دیدگاه ها (۲۷)

🖤 OBSESSION | وسواس پارت پنجم: فقط تا طلوع آفتابساعت ۲:۴۰ با...

Love in the Realm of Shadows. Part 2- نمیتونم ....- خانم دکت...

#عشق_بعد_نفرتپارت 11"سه ساعت بعد" کوک: من دیگه نمیتونم پوففف...

پزشک انتقال خون سیدنیEp1

رمان: فقط یک قدم تا توپارت۱:*درخواستی*ویو ی ا.ت:روز اوله هاگ...

اسلاید بعد لباس پسرا برای باربزن بریم ؟؟لتس گو (تابع قوانین ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

چند پارتی

part 67جونگکوک وقتی مطمئن شد خوابش برد آروم بلند شد و پتو رو...

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط