چند پارتی

[وقتی هم معلمته هم دوست‌پسرت...]

______________________

صبح با صدای آلارم گوشیم از خواب پریدم

چند ثانیه فقط به سقف خیره موندم و سعی کردم یادم بیاد امروز چه روزیه

"دوشنبه"

با دیدن ساعت، یه دفعه از جام پریدم

"+وای نه..... دیرم شد

با عجله آماده شدم موهامو بستم و کیفم رو برداشتم قبل از اینکه از خونه بزنم بیرون، گوشیم رو چک کردم

یک پیام از... جیمین

چت باز کردم جیمین پیام فرستاده بود

" _وقتی به دانشگاه رسیدی پیام بده

لبخندی زدم و شروع کردم به تایپ کردن

"+باشه..

گوشیمو داخل کولم گذاشتم و از خونه خارج شدم

با سرعت به دویدم طرف اتوبوس
وقتی به ایستگاه رسیدم اتوبوس داشت حرکت میکرد

"+هی وایسا...

که اتوبوس وایساد زود سوار شدم و روی یکی از صندلی ها نشستم و تکیه دادم به صندلی و کولمو بغل کردم

"ویو چند دقیقه بعد "

اتوبوس وایساد نگاهی1 به پنجره کردم دانشگاهمون معلوم بود از اتوبوس بیرون اومدم و رفتم سمت دانشگاه

در دانشگاه بسته بود

" +وای نه الان چیکار کنم..

که یهو گوشیم پیام اومد گوشیمو از کولم در آوردم و نگاهی به گوشیم کردم پیام از...

____________________

میدونم کم شد ❤️💞✨
،💞خب اینم چند پارتی جدید 🌿

اومیدوارم بخاطر مدرسه بتونید رمان یا چند پارتی هامو بخونید اگه شما بخونید من واقعا برام انگیزه ای میشه که زود زود رمان و چند پارتی آپلود میکنم ✨دوستون دارم 💞🌿
دیدگاه ها (۸)

رمان :«پسر عموی جذابم»part :1 ویو «سلین»با صدای آلارم گوشیم ...

چند پارتی

رمان:(تا وقتی که عاشقت بشم)

رمان جونگکوک

چند پارتی (درخواستی)

My professorChapter:2Part:108"یک هفته بعد"نور کمرنگ خورشید ا...

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی (درخواستی)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part33رفتمو به صورتم ی آبی زدمبا لوازم آرایشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط