على اکبر لطيفيان

على اکبر لطيفيان
سخت است پيش پاى مردم با سر افتادن

و سخت تر از آن به پيش دختر افتادن

ما که تو را با لافتايت مى شناسيمت

اصلأ نمى آيد به تو در بستر افتادن

دارى سفارش مى کنى ما را به عباست

خيلى خيالم جمع شد از معجر افتادن

گفتى اسيرم مى کنند اما نگفتى تو

از خنجر کندى به روى حنجر افتادن

اما نگفتى از روى مرکب زمين خوردن

اما نگفتى از بلندى با سر افتادن

خيلى براى دخترت سخت است هنگام

با نيزه اى بر نيزه هاى ديگر افتادن

اى واى از پيراهن غارت شده بعدش

دنبال غارت کردن انگشتر افتادن

فرمود آب اما به پهلويش لگد مى زد

اى داد بيداد از به جان پيکر افتادن

انصاف نيست اين گونه پيش چشم خواهر ها

با چکمه روى بوسه ى پيغمبر افتادن

اى واى از شام غريبان و بيابان و.
..
در زير پاها چادر يک دختر افتادن
دیدگاه ها (۳)

سناریو جونگکوک

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۲ *رویا*اون خیلی جذابه ؟ اره خیل...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

میبخشی پارت ۳

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

📖 قلدرِ منپارت اول | تازه‌واردصدای همهمه‌ی کلاس از چند دقیقه...

**پارت ۹**چند روز از اون حمله‌ی خونین و وحشتناک گذشت. عمارت ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۷ | «جیا وارد تیم شد» 😂 بع...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط