رمان عشق ممنوع

پارت ۵

راننده حرکت کرد
بیخیال هدفونم و در آوردم آهنگ گذاشتم داشتم میزاشتم تو گوشم ک

جگکوک دستم و گرفت

+ چیکار میکنی

_ از این به بعد باید بفهمی ک اسم کی قراره بره تو شناس نامه ات


+ خب

_ نباید از قانونام سر پیچی کنی فهمیدی؟

+ ولم کن ببینم

دستم و محکم تر گرفت

+ آخ ولم کن

_ خودم درستت میکنم زندگی جدیدت از الان شروع شد

از حرفاش چیزی نمیفهمیدم

تا وقتی ک برسیم مچ دستم و ول نکرد مطمئن بودم کبود میشه

رسیدیم پیاده شد منم پیاده کرد

باهم دارد خونه شدیم

همین ک وارد شدیم

خانوم جئون بلند شد و قهوه اش رو گذاشت رو میز میخواست بیاد سمتمون قدم اول و ک برداشت

جنگکوک دستشو بالا گرفت ک نزدیک نشه و سریع من و دنبال خودش تا پله ها کشوند و برد بالا

رسیدیم تو یه اتاق من و جوری پرت کرد مچ پام خیلی درد گرفت

افتادم زمین در و بست و آمد نزدیکم از چونم گرفت و سرم و آورد بیرون

_ نشونت میدم من کیم

کمربندشو در آورد و شروع کرد به زدنم اونقدر زد ک

چشام سیاهی رفت وقتی بیدار شدم..
..

.
..


.
دیدگاه ها (۲)

~•~•پیوند اجباری : قسمت سوم ~•~•+ سلاممم _ سرت تو کلام+ عه! ...

چندپارتی

پارت جدید ..میگذرد..

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 218♡⁠。⁠)⁩دستشو ...

THE FIRST KISSPART: 6ات: دستم وحشی (گریه) تهیونگ: چته مگه نگ...

دیو و دلبرپارت ۲۱ عقب خوابوندمش سوار شدم بهتره شروع شه .ماشی...

اجبار به بدبختی پارت ۷

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

part 2بعد اینکه پزشک دارو ها رو تجویز کرد.. با تشکر از اتاقش...

این پایینو ببینن🎀🐥عروسک من 😈🔞پارت بیست و شش چنگی به گردنش زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط