{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب آرامی بود

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟؟؟؟
مادرم سینی چای در دست
گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند، و مرا برد به آرامش زیبای یقین
با خود می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست
زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است
وزن خوشبختی من وزن رضایتمندی است
زندگی، شاید شعر پردم بود که خواند
چای مادر که مرا گرم نمود
نان خواهر که به ماهی ها داد
زندگی شاید آن لبخندی است که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات است، میان دو سکوت
زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما تنهایی ست
من دلم می خواهد
قدر این خاطره را دریابیم.......
دیدگاه ها (۱)

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر استوزن خوشبختی من، وزن رضایتمنـد...

⃟🌸می روم در ایوان،تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟زندگی،  راز ...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

فاصله یک لبخند تا جنون

parr:3🐣صبح روز بعد سونا با لباس فرم مرتب، هنذفری داخل گوش،و ...

مــــی روم در ایــــوان ، تــا بــپــرســم از خــودزنـــدگـی...

می روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟مادرم سینی چای...

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است وزن خوشبختی من، وزن رضایتمن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط