یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه

یه روز یه کامیون گلابی داشته توی جاده می رفته که یه دفعه میافته توی یه دست‌انداز ،

یکی از گلابی‌ ها میافته وسط جاده ، بر می‌گرده به کامیون نگاه میکنه و میگه :

گلابی ‌ها ، گلابی ‌ها ! گلابی ‌ها میگن : گلابی ، گلابی !

کامیون دور تر میشه ، صداشون ضعیف‌ تر میشه .

گلابی میگه : گلابی‌ ها ، گلابی ‌ها !

گلابی ‌ها میگن : گلابی ، گلابی !

باز کامیون دور تر میشه ، گلابی میگه : گلابی‌ها ، گلابی‌ها !

اما صدای گلابی دیگه به گلابی ‌ها نمیرسه !

گلابی‌ ها موبایل راننده رو میگیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی ،

اما چه فایده که گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمیداده !

گلابی یه نفر رو پیدا میکنه که موبایل دولتی داشته ، زنگ میزنه به راننده و میگه :

گوشی رو بده به گلابی ‌ها ، وقتی که گلابی ‌ها گوشی رو میگیرن ، گلابی میگه :

گلابی‌ ها ، گلابی ها ! گلابی ها میگن : گلابی ، گلابی !

.

.

اون شور و اشتیاقتون واسه خوندن ادامه داستان تو حلقم ...

واقعا دوست دارین باز هم ادامه داشته باشه !؟
دیدگاه ها (۲۹)

*قتل وحشتناکی که ارومیه رو در شوک فرو برد!*چند روز پیش یه پس...

⏰ سحرخیزی در ۵ قدم کوتاه:۱. شب زود بخوابسحرخیزی بدون خواب کا...

#سناریووقتی روز تولدته و اونا چطوری بهت تبریک میگن و کادو بر...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

رمان بهترین من،پارت۲☆چویا سرشو رو زمین میزاره*گوشی چویا زنگ ...

عاشقانه های شبنم

فیلم وایرال شده از یه‌ دختری که تو آسایشگاه روانی بستری شده....

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

dark life = 49ات از پله‌ها پایین دوید. آشپز، آقای هان، توی آ...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_25🍷🎸پیتزای توی دهنمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط